تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
حضرت الرّضا عليه السّلام و عليه التّحيّه و الثّناء فرمود كه : در هنگام كه واجب الوجود موسى را برسالت ارسال فرمود در ميان أهل عصر موسى ( ع ) سحر غالب و سحره و كهنه در جهان بيرون از حدّ حصر و بيان بودند ، لهذا موسى عليه السّلام الله تعالى از نزد حضرت ملك العلىّ به آن قوم به چيزى آمد كه در وسع و طاقت آن جماعت اتيان مثل آن نبود و به آن سحرهاى همه ساحر را باطل گردانيد و بوسيلهء آن اثبات حجّت خود بر ايشان نمود . امّا عيسى عليه السّلام در أيّام كه زمينگيرى و أنواع بيمارى كه مردمان را احتياج بطبيب و معالج بسيار بود مبعوث گرديد و با آيات معجزات از نزد حضرت خالق البريّات به آن مرض و زمانات آمد كه در نزد ايشان مثل آن بىشبهه و گمان نبود و زياده بر معالجان أهل آن زمان احياء أموات و ابراى أكمه كور مادر زاد و ابراء أبرص باذن الله تعالى و تقدّس مينمود و به آن وسيله اثبات حجّت خود بر آن جماعت و بهر كس فرمود . امّا حضرت نبىّ الحافظ محمّد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم در وقت و زمان مبعوث گرديد كه أغلب بر أهل عصر آن رسول ايزد واهب كلام و شعر و خطب بود ، پس آن حضرت سيّد الأنام از نزد ملك العلَّام با مواعظ و أحكام كه مورث و منتج بطلان قول كفرهء لئام أيّام آن نبىّ الأكرم بود آمده و به آن مواعظ ، و كلام اثبات نبوّت و حجّت خود بر آن أنام نمود . يعقوب بغدادى راوى كلام گويد كه : ابن السّكَّيت تا در مجلس آن امام الأنام بود على الدّوام ميگفت : كه و الله يا امام الامم من هرگز در ميان مردم مثل شما در فضل و علم هيچ أحدى نديدم . آنگاه ابن السّكيت گفت : اى خلاصهء أولاد رسول ايزد علَّام حجّت بر