تيمور از اين پاسخ به وجد آمد ، و مقدم حافظ را گرامى داشت .
در باغ آرامگاه حافظ ، چندين گور هست كه خفتگان در آن در تاريخ صاحب ناماند .
در يك سوى صحن اين مزار باغى است با عمارتى دروازهمانند كه دو ستون در ميان دارد . در كنار راست باغ ، گلهاى بهارى كه نامش را نمىدانم شكفته بود .
برگرد آرامگاه حافظ اين شعر او نقش شده است :
بر سر تربت من با مى و مطرب بنشين * تا به بويت ز لحد رقصكنان برخيزم « 1 »
* * * سعدى را در شاعرى ، از حافظ هم بزرگتر و پرآوازهتر مىدانند . او در جاى سخنورى انديشمند شهره بود . در سرايندگى ، حافظ و فردوسى از او برتر بودند .
« گلستان » « 2 » مشهورترين اثر ، و شاهكار اوست ، و در آن - مانند ويلهلم مايستر اثر گوته « 3 » - يافتههاى سفرها و تجربههاى خود را به ( نثر و ) شعر خوشآهنگ نوشته است . در ايران كسى هم كه از ادبيات هيچ نمىفهمد ، شعر سعدى را مىداند و مىخواند . قطعههايى از آثار او در همه كتابهاى درسى فارسى هست .
شعر سعدى ، كه از رسم و راه زندگى مىگويد ، روح و منش واقعى مردم ايران را خوب نشان مىدهد . امروزه هم مضامين كتابش كه « گلستان » نام دارد ، براى دريافتن فكر و دل ايرانيان راهگشا است . از اين نمونه است سخنى در آغاز گلستان كه مىگويد : « دروغ مصلحتآميز به از راست فتنهانگيز . » در قطعهء ديگرى مىگويد :
هامش
( 1 ) . از غزلى با مطلع زير :مژدهء وصل تو كو كز سر جان برخيزم * طاير قدسم و از دام جهان برخيزم( 2 ) . در متن ژاپنى « بوستان » نوشته ، اما پيداست كه « گلستان » مراد است .
( 3 ) .Johann - Wolfgang Goethe( 1749 تا 1832 ) ، شاعر ، داستاننويس و متفكر آلمانى . . . به ترغيب شيلر ، گوته اثر جاودان خود به نام سالهاى شاگردى استاد ويلهلم را تمام كرد . . در سال 1819 كتاب معروف خود « ديوان شرقى » را تمام كرد . او در اين كتاب از حافظ الهام گرفته است ( - مصاحب )