نزديك قم ، زمين يكسره هموار است ، و هواپيما در ارتفاع بسيار كم پرواز مىكرد .
در جاهايى از اين مسير مىتوان حركت قطارهاى شتر را به وضوح ديد .
ساختمانهاى بزرگ ( كه اينجا و آنجا ميان بيابان ديده مىشود ) بيشتر كاروانسراهاى سر راه است . اين كاروانسراها ، بناهايى است بىاثاثه كه مسافران و نيز دام و اسب و شتر در آن منزل مىكنند . از قم كه گذشتيم ، در هفتاد يا هشتاد كيلومتر به سوى جنوب ، زمين به رنگ سرخ تند به چشم آمد . علت علمى و زمينشناسى اين رنگ خاك را وجود بعضى سنگهاى كانى مىدانند ؛ اما مسلمانها بر اين باورند كه زمين از خون شهيدان رنگين شده است !
زيارتگاه قم
زيارت در قم چنين است كه زائران در حرم آئينهكارى شده و باشكوه « 1 » ، پارهسنگ « 2 » كوچكى را كه با خود از خانه همراه آوردهاند به زمين مىگذارند و پيشانى را در سجود بر آن مىنهند و نماز مىخوانند . « 3 » اين پارهسنگ ، نمادسرايى است كه چون زائر از دنيا درگذرد و به جنّت آخرت برود ، در آنجا به او مىدهند . سالها بعد كه با اتومبيل از شهر قم گذشتم ، ديدم كه نزديك ورودى حرم ، پارههاى كوچك سنگ ( - مهر ) انباشتهاند . « 4 » اما در اين روز از هواپيما و از بالا اين نمادهاى خانهء آخرت را نمىشد ديد . هواپيما به يك لحظه از بالاى حرم گذشت .
پس از پرواز از فراز بيابان داراى خاك سرخرنگ و با خاكريزهاى بىشمار قنات
هامش
( 1 ) . كازاما « مسجد پرتلألو و مجلّل » نوشته است .
( 2 ) . منظور « مهر » است .
( 3 ) . پيداست كه نويسنده تمايز زيارت را با اداى فريضه نشناخته است .
( 4 ) . هانرى رنهدالمانى در شرح سفرش به قم نوشته است : « به كنار رودخانه رفتيم و به تماشاى دكانهايى پرداختيم كه در آنها مهر و تسبيح گلى مىفروختند . . . چون ما از دست زدن به اين اشياء كه براى عبادت به كار مىروند ممنوع بوديم ، بختيارىها را وادار كرديم كه مقدارى از آنها براى ما خريدارى نمايند . » ( سفرنامه ، ص . 5 - 849 )