قضيه تازه در سياست خارجى ايران مسأله بحرين ، جزيرهء واقع در خليجفارس و نزديك عربستان ، است . اينجا معدن نفت و مرواريد ، و قطعه خاكى زرخيز و سرشار از منابع طبيعى است . انگليسها شيخ اين جزيره را دستنشانده و آلت مطامع و مقاصد خود ساختند . انگليس به منابع غنى اين جزيره چشم دارد ، اما رضا شاه در برابر او ايستاده است و مىگويد كه اينجا به ايران تعلق دارد . « 1 » او جلوى امپراتورى
هامش
- خاطرات گلشائيان مىخوانيم : « در سال 1311 كمپانى نفت خبر داد كه سهم دولت از نفت در 1310 ، 200 هزار ليره شده است ، در صورتى كه در سنوات قبل 700 - 800 [ هزار ] تا يك ميليون ليره بود . تيمورتاش به لندن رفت با رؤساى كمپانى مذاكره كرد ؛ نتيجهاى به دست نيامد .
در مراجعت ، چند روزى به مسكو رفت تا شايد با اين عمل دولت انگليس را مرعوب كند كه در مذاكرات نفت مؤثر باشد . . . پس از مراجعت تيمورتاش ، لرد كدمن رئيس كل كمپانى نفت به تهران آمد . . . چند روز بعد ، در ششم آذر ، شاه در هيأت وزرا حاضر شد . تيمورتاش دوسيه نفت را همراه داشت . شاه متغيرانه پرسيد دوسيه نفت چه شد ؟ تيمورتاش گفت : حاضر است . زمستان بود ، بخارى مىسوخت . رضا شاه پرونده نفت را گرفت و انداخت توى بخارى و دستور داد از اينجا نمىرويد تا امتياز نفت را كه به اسم دارسى بود لغو كنيد ، و خود از جلسه خارج شد .
به دستور شاه ، دولت امتياز را لغو كرد . . . قرارداد تازهاى با كمپانى براى مدت شصت سال توسط مرحوم تقىزاده وزير دارائى منعقد [ شد ] و از مجلس گذشت . » ( ص . 243 و 244 )
شيخ الاسلامى نوشته است : « . . . در آن تاريخ كه قرارداد جديد نفت ( معروف به قرارداد 1933 ) ميان دولت ايران و شركت نفت ايران و انگليس امضا شد ، امريكا و شوروى هيچكدام عضو جامعه ملل نبودند و قدرت يا ميل مداخله در امور اين منطقه ( خاورميانه ) را نيز نداشتند . آلمان و ژاپن خود را از عرصه فعاليتهاى اين سازمان كنار كشيده بودند ( هر دوى آنها در سال 1933 از جامعه ملل بيرون رفتند ) ، و بقيه كشورها نيز ، عملا از تصميمات يكى از دو قدرت بزرگ آن زمان ( انگلستان و فرانسه ) تبعيت مىكردند .
« تا آنجا كه اسناد و مدارك اين دوره . . . نشان مىدهد ، انگليسها ، رضا شاه را در مقابل گزينشى بسيار سخت و كمرشكن قرار دادند :
1 ) تمديد امتياز نفت و نگاهداشتن ايالت خوزستان ( شق بد ) .
2 ) از دست دادن ايالت خوزستان با تمام منابع نفتش ( شق بدتر ) ؛ و او راه اول را براى حفظ خوزستان انتخاب كرد . »
( 1 ) . مهديقلى هدايت در « خاطرات و خطرات » ( ص . 382 ) در وقايع سالهاى 1306 و پس از آن -