( Okuragumi )
نمايندهء ادارهء بازرگانى وزارت دارايى و پنج بازرگان به رياست يوشيدا در پنجم آوريل 1890 با ناو جنگى هيئى
( Hiei )
روانهء ايران نمود .
هيأت اعزامى در اواخر ماه ژوئيه از راه بوشهر به سوى تهران حركت كردند و در تهران به حضور ناصر الدين شاه رسيدند و پس از شش ماه توقّف از طريق بندر انزلى راهى استانبول شدند . از اين تاريخ به بعد باب آمد و رفت ژاپنىها به ايران باز شد و افرادى چون ياسوماسا فوكوشيما
( Yasumasa Fukushima )
، در سال 1896 تويوكيجى ايئناها
( Toyokichi Ienaga )
، در سال 1899 ماساجى اينوئه
( Masaji Inoue )
، در سال 1902 كوتارو ياماتوكا
( Kotaro Yamaoka )
در سال 1909 را مىتوان نام برد كه هر كدام با ديدگاههاى خاص خود وضع اجتماعى و سياسى ايران را ترسيم نمودهاند كه حاصل مطالعات آنها در ژاپن به چاپ رسيده است . از ميان اين افراد كوتارو ياماتوكا معروف به حاجى كوتارو ، اوّلين ژاپنى است كه در دورهء ميجى
( Meji )
اسلام را پذيرفته و در سال 1909 به زيارت حج مشرّف شده است ، وى در خاطرات خود به نكتهء مهم و اساسى دربارهء جهان اسلام اشاره كرده و مىنويسد : سياست جهان بدون در نظر گرفتن دنياى اسلام ناقص است . البتّه بيان اين عقيده در آن زمان ، نقش اسلام را در تبيين سياست جهانى نشان مىداد . امّا مىتوان به آسانى پذيرفت ژاپنىهايى كه در آن دوره به ايران مىآمدند ، به دليل ناآشنا بودن با فرهنگ و تمدّن ايران برداشتهاى نادرست از جامعهء ايرانى داشته باشند . از اين رو هرچه مىديدند و يا مىشنيدند براى آنان جالب ، جذّاب و شگفتانگيز و باورنكردنى بوده است . بىشك تفاوت دو فرهنگ با مميّزات و ويژگيهاى مخصوص به خود مىتوانست در برداشتهاى ژاپنىها كه به ايران سفر مىكردند مؤثّر باشد .
چه هيچگاه ايران در مسير راه بازرگانان ، سيّاحان و دانشجويان و سياستمداران كه به آسيا سفر مىكردند نبود ، تا شناختى از ايران كسب كرده