مقدمهء نويسنده
در ده و چند سال گذشته كه در كشورهاى ديگر ، بيرون ژاپن ، زندگى مىكردم ، بخت اين را داشتم ، چندگاهى در خاورزمين - آسياى ميانه و غربى - كه براى مردم ژاپن ناآشنا است ، روزگار به سر برم . در اين سرزمينها كه بودم ، گهگاه ديدهها و يافتههاى خود را مىنگاشتم . پس اين يادداشتها را مرتّب كردم و اين كتاب را فراهم ساختم .
به يادداشتهاى سير و سفرم در تركيه و ايران و عربستان ، كه در اينجاها بيش از هر جاى ديگر بودم ، مقالههايى را كه پيشتر در نشريهها منتشر ساخته بودم افزودم ، و اين كتاب را در دسترس خوانندگان نهادم .
هرچند بر اين عقيدهام كه ژاپن امروزه ، پيشدار و پيشرو خاورزمين است ، باز اگر اين كتاب اين حقيقت را به ژاپنيها بنماياند كه ژاپن فقط جزء كوچكى از شرق دور در پهنهء گستردهء آسيا و خاورزمين است ، و در خودبينى و غرور خود اندازه نگهدارند ، ارزنده است ؛ و اگر خواننده به اين آگاهى برسد كه براى مردم خاورزمين ، كه تا همين سالها زير نظم جهانى تحميل شدهء اروپا و امريكا زندگى ذلّتبار داشتهاند ، چه آيندهاى هست ، و ژاپن چه سهم و كاركردى در اين رهگذر دارد ، اجر خود را يافتهام .
آنچه را كه پيشتر به صورت مقاله در مجلههاى بونگى شونجو و كايزو منتشر شده