گراور شده است . بالاى سر داريوش « اهورامزدا » ( فروهر ) روان است ، و پادشاه به ستايش و احترام او دست راست را بلند كرده است .
كتيبهء بيستون ، همچون سنگنبشتهها در تخت جمشيد ، به سه زبان فارسى ( باستان ) ، شوشى ( ايلامى ) و بابلى ( آشورى ) نگاشته شده است . داريوش در اين كتيبه نخست از نسب و جايگاه خود مىگويد ، « بعد شرح واقعهء بردياى دروغى و شورشهايى كه در به دو سلطنت او روى داده و لشكركشىهايى كه براى رفع شورشها نموده . . . و در خاتمه مىگويد كه شورشها از جهت دروغگويى اشخاصى بود ، چه هريك در ايالتى خود را از دودمان شاهى خوانده مردم را فريب دادند . . . عبارت يكى از بندهاى آخر كتيبه اين است :
« اى آنكه پس از اين شاه خواهى بود ، با تمام قوا از دروغ بپرهيز . اگر فكر كنى چه كنم تا مملكتم سالم بماند دروغگو را به بازپرسى درآر . . . دروغگو ، و آن را كه بيداد كند دوست مباش . از آنها با شمشير بازخواست نما » .
در پايان كتيبه دعا مىكند دربارهء كسانى كه اين آثار را حفظ كنند و مضمون آن را به مردم بگويند . « 1 »
نيز ، به ويرانگر آن نفرين مىكند : « آنكه اين سنگنبشته را ببيند ، اگر به آن آسيب برساند اهورامزدا زود او را بكشد و خاندانش را براندازد ؛ اهورامزدا همهء آثار او را نابود سازد » .
پاسارگاد - پايتخت كهن
پاسارگاد « 2 » ، پايتخت هخامنشى ، در بالارود همان آبى كه تختجمشيد بر كنار آن
هامش
( 1 ) . اين چند سطر ، در محتواى كتيبهء داريوش در بيستون ، از شرح حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) ، كه قريب به مضمون سخن كازاما ، اما گوياتر ، است ، نقل شد ( ايران قديم ، تهران 1373 ، چاپ دوم ( چاپ اول : 1308 ) ، ص . 130 )
( 2 ) . پارسهگدParsa - gad[ - پاسارگاد - پارساگد - پارسهگرد - پازارگاد ، شهر يا اردوى