بود - و پيداست كه نفس به طبيعتِ خودش رغبت دارد و آنچه را كه بر خلافِ سرشتِ نفس باشد و تضعيفش سازد ، خوش ندارد « 1 » .
دكتر محمّد عجاج خطيب مىگويد :
و بر نتافتند كه اهل حديث در دفاترشان سر فرو برند و آنها را گنجههاى علمشان قرار دهند ، و نپسنديدند كه شيوه صحابه را در حفظ حديث و اعتماد بر حافظه ، مخالفت كنند ؛ و سزامند بود كه اعتماد بر كتابها ناخوشايندشان باشد ؛ زيرا در اعتماد بر نوشتهها - به تنهايى - تضعيف حافظه است و انصراف از عمل به حديث « 2 » .
صاحب كتاب
تدوين السنّة الشريفة
بر كلام شيخ عبدالغنى ، اين گونه حاشيه مىزند :
در اين كلام ، وراى يك سخنرانى زيبا ، هيچ نكته عملى وجود ندارد و در آن به چيزى استدلال نشده است ، بلكه به دور از واقعيت است ؛ زيرا بحث از حرمت تدوين حديث است و اين كلام ربطى به آن ندارد ! وى در بازار گرايشات و سرشتها و آنچه پسند يا ناپسند سرشتِ آدمى است ، مى تازد .
آيا اين كار ، موجب مىشود كه امر شرعى مهمى - چون حديث - در معرض نسيان - و ديگر آفاتِ حافظه - قرار گيرد ؟ و ضبط و استوار سازى آن با كتابت و تدوين ، تحقق نپذيرد « 3 » ؟
ما درباره اين ديدگاه ، دو نكته را يادآور مىشويم :
اول : اين توجيه وقتى است كه بپذيريم پيامبر صلى الله عليه و آله تدوين حديث را ممنوع ساخت ، ليكن خواهد آمد كه اين نهى شرعى نيست ، و آنچه از پيامبر صلى الله عليه و آله در اين زمينه روايت
هامش
( 1 ) . حجيّة السنّة : 405 .
( 2 ) . السنّة قبل التدوين : 333 ؛ اشخاص زير به اين قول قائلاند : سمعانى در « أدب الإملاء والاستملاء : 146 » ؛ قاضى عياض در « الإلماع : 149 » ؛ ابن اثير در « جامع الأصول 1 : 40 » ، ابن صلاح در « المقدّمه : 301 » و در « علوم الحديث : 192 » ، و ديگران .
( 3 ) . تدوين السنّة : 370 .