تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ *
*
ذِي قُوَّةٍ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ * مُطاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ
*
وَ ما صاحِبُكُمْ بِمَجْنُونٍ
« 1 » ؛ اين قرآن ، سخن رسولى با كرامت است كه در نزد صاحب عرش ، مقام و منزلت و الا و بالا دارد ، فرمان‌ْبردارِ امين است ؛ و اين صاحب شما مجنون نيست .
وَ ما هُوَ بِقَوْلِ شاعِرٍ قَلِيلًا ما تُؤْمِنُونَ * وَ لا بِقَوْلِ كاهِنٍ قَلِيلًا ما تَذَكَّرُونَ
« 2 »
؛
اين قرآن ، سخنِ شاعر [ و بافته‌هاى خيالى ] نمىباشد ، اندكى مىتوانند باور كنند كه قرآن سخن حق و راستين است ؛ اين قرآن سخنِ كاهن ( پيش‌گويى ) نيست ، كم‌اند كسانى كه به خود آيند و اين حقيقت را دريابند .
ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى * وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى
« 3 »
؛
صاحب شما گمراه نيست و به كژراهه نيفتاد ؛ از روى هوا سخن نمى گويد . جز سخنِ وحى بر زبانش جارى نمىشود . تعبُّدناپذيرى شيخين در امتثال امر پيامبر و اجتهاد به رأى آنها و مصلحت‌نگرىشان در حضور پيامبر صلى الله عليه و آله امر تأمّل برانگيز است وسزامند وارسى وتحليل . * عمر در جريان صلح حديبيّه بر پيامبر صلى الله عليه و آله اعتراض كرد و گفت : مگر تو - به راستى - پيامبر نيستى ؟ فرمود : بلى . پرسيد : مگر نه اين است كه ما برحق‌ايم و دشمنانِ ما بر باطل‌اند ؟ فرمود : آرى . پرسيد : پس چرا به خاطر دينمان به خوارى تن دهيم ؟
هامش
( 1 ) . تكوير / 19 - 22 . ( 2 ) . الحاقّه / 41 - 42 . ( 3 ) . نجم / 2 - 4 .