در اينجا مجدّدا نظر شما را به سفر حج سال 1318 برمىگردانم :
همانطور كه پيشتر گفته شد كاروان محمل در ساعت يك صبح روز 25 ذى القعده سال 1318 به كنار مسافرخانه رسيد . در اين مكان مطوفين در انتظار ما بودند و پس از رسيدن كاروان ، به وسيلهء خربزه و انار و آب زمزم از ما پذيرايى كردند . از آنها خورديم و آشاميديم و شكرانهء خدا را به جاى آورديم .
همچنين دو نفر به نمايندگى از سوى شريف مكّه و والى آن ، كه يكى از آن دو ، افسر و ديگرى از درباريان بود ، به همراه تعدادى از سربازان جهت عرض خير مقدم به امير و همراهان در كنار مسافرخانه ، قرار گرفته بودند .
در اين جايگاه ، پوششهاى ويژهء سفر را از روى محمل برداشته و آن را با پارچهاى گرانقيمت تزيين كردند ، آنگاه محمل در حالى كه تعدادى اسبسوار در پس و پيش آن و گروه موزيك ، با زدن آهنگهاى شاد ، پيشوازكنندگان را به وجد و شادى وامىداشت ، به حركت درآمد و خود را به اردوگاه هميشگى در « جرول » يا « شيخ محمود » كه در نزديكى باغ عون رفيق پاشا بود رساند .
چادرهاى كاروان پس از جمعآورى سنگها از روى زمين ، در اين مكان برپا گرديد .
جاى هر فرد در اين اردوگاه مشخص شده و سربازانى كه وظيفهء نگهبانى داشتند نيز تعيين شدند .
ورود به مكه
پس از افكندن رحل اقامت در منطقهء « جرول » ، در غرب مكّه و اطمينان از امنيت كاروان و اثاثيّهء آن ، اقدامات لازم جهت ورود به مكّه و گزاردن طواف تحيّت بيت اللّه الحرام را انجام داديم و نخست با پيروى از سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله از آب چاه « ذى طوى » غسل كرديم .
در روايت است كه نبىّ گرامى صلّى اللّه عليه و إله در حجّة الوداع به ذى طوى وارد شد و در كنار چاههاى آن ، كه معروف به « آبار الزاهر » يا چاههاى زاهر است ، شب يكشنبه چهارم