تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى ) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
آن همه اصرار يكى از بزرگان اشراف به دو پيشنهاد كرد كه مبلغ دو هزار جنيه ميان بزرگان راه تقسيم كند تا بتواند با اطمينان خاطر مسير خود را طى نمايد و در غير اين صورت بهتر است به همراه محمل مصرى ، همچنانكه با او آمده است ، مراجعت نمايد . اينجا بود كه از هدايا و اموالى كه در اختيار شريف مكه و والى آن قرار داده بود بسيار پشيمان شد ، زيرا تصوّر مىكرد كه اين بذل و بخشش‌ها مىتواند او را به سلامت به جدّه برساند . بنابراين با والى مدينه درباره سفر خود صحبت كرد و از او تقاضا نمود كه تعدادى از سربازان خود را در اختيار وى قرار دهد و هزينه رفت و برگشت آنان را نيز خود بر عهده گرفت ليكن او از انجام اين تقاضا سرباز زد و گفت : سربازان خود را در مسيرى كه بيش از سه ساعت باشد نمىتواند به خارج از مدينه اعزام نمايد مگر آن كه دستورى در اين باره از دولت صادر شود و والى به او نصيحت نمود كه به همراه محمل حركت نمايد ؛ زيرا بهترين ضامن و ايجادكنندهء امنيت براى او مىباشد . با خاطرى افسرده و نگران از سوى او مراجعت كرد و دو تلگراف به شريف و والى مكه ارسال نمود كه در آنها از ايشان تقاضا شده بود كه اجازهء خروج سربازان را به همراه او بدهند و نامبرده مدت يك هفته در انتظار جواب تلگراف خود در مدينه ماند ليكن جوابى دريافت ننمود . سپس تلگرافى به شركت كشتيرانى خديوى زد و از آنان درخواست كرايه يك كشتى از شهر وجه به جده و سپس عدن را نمود . باز جوابى نرسيد كه ظاهرا به علّت مغايرت آن خواسته با نظر دولت بوده و يا اين كه كارمندان جواب تلگراف را كه مىبايد عودت دهند كوتاهى نموده و برگشت نزده‌اند . بد نيست بدانيم تلگرافى كه به مكه ارسال مىشود نخست به شام فرستاده شده سپس به سوئز و بعد به سواكن و سپس به جده و در آخر به مكه مخابره مىگردد . و من كه همواره جهت اطلاع از عيب اعراب و آگاهى از گفتهء آنان و كينه‌اى كه از او در دل گرفته بودند ، نزد امير رفت و آمد داشتم ، به امير گوشزد نمودم كه در چهرهء پيشنهاد دهندگان آثار سوء نيت را احساس مىكنم و از او خواستم كه با كاروان محمل ما حركت كند و جايگزينى براى آن قرار ندهد . امير نيز رأى ما را پسنديد و به جز تعداد اندكى ، كاروان او با ما به راه افتاد . امير شترانى از مكه كرايه كرده بود كه او را ابتدا به مدينه و سپس
مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى ) — صفحة 448 | ابراهيم رفعت باشا / هادى انصارى