اهدا گرديد و اكنون كه سال 812 هجرى است - آويزهاى كعبه 16 قنديل است كه از آن جمله سه قنديل نقرهاى و يكى طلا و ديگرى بلورى و دو عدد مسى و بقيه آنها كه 9 عدد مىباشد ، از بلورهاى حلبى است و هم اكنون - سال 812 هجرى - هيچيك از آن هداياى گرانبها بجز قنديلهاى ياد شده در كعبه ديده نمىشود و اين در نتيجهء دستاندازى حكام و فرمانداران آن بر هداياى خانه بوده است .
ازرقى مىگويد : برداشتن زينتها و هداياى كعبه تحت هيچ شرايطى ، چه به عنوان نياز و چه به عنوان تبرك جايز نمىباشد ؛ زيرا آنچه كه براى كعبه مىآيد در حكم موقوفات است و نمىتوان در وضعيت آنها تغيير داد . زيرا اين موقوفهها براى تعظيم و بزرگى اسلام و خوار و ذليل كردن دشمنان است .
محب طبرى نيز بدين مطلب اشاره نموده است . پس از آن هداياى گرانبهاى ديگرى نيز به كعبه اهدا گرديد كه تاكنون بخشى از آن باقى مانده و بخشى ديگر توسط افراد از ميان رفته است .
پردهء كعبه ، مقام ابراهيم و . . .
اولين شخصى كه پوشش بر كعبه نهاد اسعد ابو كرب پادشاه حمير بود كه دو قرن پيش از هجرت ، كعبه را نخست با پارچه ضخيمى پوشاند ، سپس با پارچهاى بنام « معافر » « 1 » و بعد از آن با پارچهء لطيف و نرمى كه معروف به « ريطه » است و سپس به وسيلهء پارچهء قرمز راه راه يمنى و سپس با برد يمانى مخصوصى بر كعبه پوشش نهاد ، پس از آن باز به وسيلهء پارچهاى ضخيم از پشم كه معروف به پلاس بود پوشانيده شد و باز با چرم و بعد از آن با پارچهء برد راه راهى كعبه را پوشش داد و نيز بر كعبه دربى قرار داد و كليدى بر آن نهاد .
آنگاه براى تفاخر شعرى سرود :
ورد الملك تبع و بنوه * ورّثوهم جدودهم و الجدودا
هامش
( 1 ) - اسم مكانى است كه پارچهاى به همين نام مىبافد .