وَ إِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شاءَ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ
« 1 »
از آن زمان ، ديگر هيچ مشركى در آن سكونت نكرده است ؛ زيرا كه جايگاه بعثت و نخستين پرتو گاه نور اسلام بتواند آسوده از دسيسهها و فتنههاى آنان قرار داشته باشد و عمر در زمان خلافت خود اين جديت را به خرج داد تا توانست تمامى جزيرة العرب را از غير مسلمانان پاك كند و آنجا را دژ محكم و استوارى در مقابل فتنهها و دسيسههاى رياكاران و فتنهگران و هوسبازان قرار دهد .
عادات مكّيها
در سفرنامهء دوست ما لبيب بك آمده است : رسم بر اين بوده كه اشراف مكه فرزندان خود را در سالهاى كودكى به باديه و به ويژه نزد اعراب قبيلهء عدوان كه در شرق طائف و در نزديكى ( قبيلهء ) سعد هستند و در آنجا پيامبر صلّى اللّه عليه و إله دوران شيرخوارگى خود را گذراند ، مىفرستند . اين كودكان در آنجا با روحيهء بدويان صحراگرد و در نهايت سادگى و در بى سوادى صرف ، نشو و نما مىكنند و پس از آن كه بزرگ شدند به مكه باز مىگردند ، در حالى كه زبان و لهجه قبايل را آموخته و اشعار آنان را حفظ كرده و به اخلاق و عادات آنان كه بهترين آن اسبسوارى و آزادى در بيان و گفتار و كردار است ، خو مىگيرند .
طبق رسم و عادت اين منطقه ، شريف همه روزه از ساعت 5 زوالى تا نزديكى عصر در دار الاماره حضور مىيابد و به مسائل روزمرهء مراجعان رسيدگى مىكند .
و نيز طبق عادت ، روزهاى جمعه در دار الإماره ، والى و بزرگان دولتى و اشراف و اعيان شهر را به حضور مىپذيرد و زمانى را با آنان مىگذراند .
از عادتهاى ديگر مكيها ، تنوع آنان در خورد و خوراك و توجه به لباسهاى خود است كه در لباسهاى خود از رنگهاى شاد و زيبا ، به خصوص از رنگهاى سبز و قرمز و آبى و ارغوانى بيشتر استفاده مىكنند . همچنين در خانههاى خود از صنايع دستى گرانبهايى كه از سنگهاى قيمتى و زينتى تزيين گرديده استفاده مىنمايند و نيز از
هامش
( 1 ) - توبه : 28