حضرت قادر عالم رفتم و مدّتى در نزد او نشستم أصلا از من حقيقت شيئى از أشياء را سؤال ننمود من هرگز از تو سؤال نميكردم .
أبو حنيفه گفت : مرا علم و كمال نيست .
امام الأنام جعفر بن محمّد عليه السّلام فرمود : حقايق أحوال تو به نوعى است كه مذكور شد قياس حال خود نمائى اگر تو مرد صاحب قياسى .
أبو حنيفه گفت : من بعد از اين مجلس هرگز متكلَّم بقياس نگردم زيرا كه من از كلام صدق التيام شما قياس أساس كار خود گرفتم .
حضرت امام الهمام جعفر الصّادق عليه السّلام فرمود : حاشا و كلَّا كه حبّ رياست دنيا ترا بگذارد و تو ترك آن توانى نمود چنانچه قبل از اين ترك آن نتوانستى كرد الحال بر حال تو به همان منوال حقيقت است تمامى خبر اينست كه مذكور شد .
و از عيسى بن عبد الله القريشى مرويست كه : أبو حنيفه در هنگام كه به خدمت حضرت امام جعفر بن محمّد الصّادق عليه السّلام آمد آن حضرت ( ع ) فرمود كه : يا أبا حنيفه به من رسيد كه تو قياس ميكنى و مدار تو در أحكام شرع سيّد الأنام بقياس است ؟
أبو حنيفه گفت : نعم امام عليه السّلام فرمود كه : قياس مكن زيرا كه أوّل آنكه قياس كرد ابليس بود ، چنانچه در هنگامى كه حضرت واجب الوجود او را بسجدهء آدم ( ع ) أمر نمود از روى قياس گفت :
* ( أَنَا خَيْرٌ مِنْه خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَخَلَقْتَه مِنْ طِينٍ ) * بدرستى كه آن مطرود لعين از روى عداوت و كين قياس فيما بين نار و طين نمود ليكن قياس ميان
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 348
مساهمون: أحمد بن علي الطبرسي
ص٣٤٨