صباح فردا به مردى احسان و اعطا خواهد شد كه محبّ خدا و دوست رسول خداى تبارك و تعالى باشد و خداى تعالى و رسول مجتبى نيز او را دوست داشته باشند و او كرّار در حملات حرب و نبرد باشد فرار از استعمال آلات و حرب طرد او را نباشد يعنى در طريق ايمان و اسلام و قبول شرايع و أحكام تمام و مردانه و در حرب و غزاى كافران لئام در ايّام خود يگانه باشد رايت به او عنايت خواهم نمود .
يكى از أكابر فصحاى شعراى عرب در اين معنى ميفرمايد :
شعر :
و قال سأعطى الرّاية اليوم صارما
كيّا محبّا للرّسول مؤاخيا
و كان علىّ أرمد العين يبتغى
دواء فلمّا أن تحسّ مداويا
شفاه رسول الله منه بتفلة
فبورك مرقيّا و بورك راقيا
و أمير المؤمنين هرگز در ميدان حرب و قتال أرباب كفر و عناد پشت بهزيمت نداد .
و أمّا چون رسول بيچون حديث اعطاى رايت اسلام در حضور امّت مذكور گردانيد أبو بكر و عمر و غير ايشان از أنصار و مهاجر بآرزوى آن على الصّباح بدر دولت سراى رسول آخر الزّمان حاضر گشتند و مترقّب و مترصّد اين احسان منتظر نشستند و أمير المؤمنين على عليه السّلام در آن روز درد چشم سخت داشت حضرت نبىّ الرّحمه آن ولىّ الله را بنزديك خود خواند و آب دهان مبارك خود قطرهء در چشم آن امام الأنام انداخت و آن حضرت را از رمد برىء ساخت و رايت به او عطا و عنايت نمود ، و أمير المؤمنين روانه حرب كفّار أشرار گرديد و از آن جنگ برنگرديد تا آنكه از كمال لطف و احسان و از