فرمودند « 1 » :
« أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي »
« 2 » يعنى « 3 » آيا تصديق نمىكنى ؟
فرمودند : تصديق مىكنم امّا مىخواهم كه دلم « 4 » مطمئن باشد « 5 » .
و بسيار كسى مطمئن مىباشد و آرام نمىدارد مثل ساير اصحاب ملّتها و مذهبها ؛ زيرا كه يهودى دلش به يهودى بودن مطمئن مىباشد و همچنين نصرانى امّا هيچ كدام به هيچ وجه يقين ندارند بلكه تابع ظنّ و آنچه دلهاى ايشان خواهد شدهاند و حال آنكه از جانب خداى عزّ و جلّ راهنمايى ايشان شده و هدايت سبب يقين است ليكن از هدايت اعراض كردهاند .
و حضرت امام موسى كاظم عليه السلام در آيهء
« وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ »
« 6 » فرمودند :
توكّل بر خدا « 7 » مراتب دارد ؛ از آن جمله آن است كه : توكّل كنى بر خدا در جميع امور و هرچه با تو كند از وى راضى باشى و دانى كه چيزى از خير و فضل نيست كه به تو نرسانيده باشد و بدانى « 8 » حكم در اين با خداست ، پس توكّل كنى بر وى به اينكه همه كارى را به آن واگذارى و اعتماد « 9 » در اين و در غير اين بر وى كنى « 10 » .
و شايد كه ساير مراتب توكّل « 11 » آن باشد كه در بعضى امور توكّل بر خدا كند و در بعضى نكند و تعدّد مراتب توكّل به حسب كثرت و قلّت امورى باشد كه در آنها توكّل واقع مىشود .
فصل [ در اينكه تحصيل اسباب با توكل منافات ندارد ]
بدان كه بعضى از مردم گمان كردهاند كه معناى توكّل ترك كسب كردن است به بدن
هامش
( 1 ) . فرمودند /a sفرمود .
( 2 ) . بقره : 260 .
( 3 ) .a s- يعنى .
( 4 ) .s- دلم .
( 5 ) . دلم مطمئن باشد /aمطمئن باشد دل من .
( 6 ) . طلاق : 3 .
( 7 ) .a+ چند .s+ و .
( 8 ) .a+ كه .
( 9 ) . اعتماد /s aاعتمادى .
( 10 ) . الكافي 2 : 65 ح 5 . مشكاة الأنوار : 49 .
( 11 ) .a+ به .