تا كور شدند و خداى تعالى
[ m . b 80 ]
او را بينا گردانيد . چون مرتبهء چهارم شد وحى فرستاد خداى عزّ و جلّ به وى : تا به كى اين حالت خواهى داشت ؟ اگر گريهء تو از ترس آتش جهنّم است تو را امان دادم و اگر از براى شوق به « 1 » بهشت است بهشت را به « 2 » تو مباح گردانيدم .
پس حضرت شُعيب فرمودند « 3 » : خداوندا ! تو مىدانى كه گريهء من نه از ترس جهنّم و نه از شوق بهشت است ، و ليكن محبّت تو در دل من جا كرده و صبر نمىتوانم كرد تا تو را ببينم . پس وحى به وى آمد : هرگاه اين چنين است از براى همين به زودى كليمِ خود موسى بن عمران را خادم تو مىگردانم « 4 » .
و حضرت أمير المؤمنين عليه السلام در بعضى از دعاها فرمودند : مرا چنان انگار - اى خدا و سيّد و مولا و « 5 » پروردگار من - كه صبر كردم بر عذاب تو ، امّا چگونه صبر كنم بر مفارقت تو ؟ !
و حضرت امام حسين عليه السلام در دعاى عرفه فرمودند : تو آن خدايى كه زائل گردانيدهاى اغيار را از دلهاى دوستان خود تا آنكه غير تو را دوست ندارند و پناه به غير تو نبردهاند .
و فرمودند : اى آن خدايى كه چشانيدهاى شيرينى انس را به دوستان خود ! پس در برابر تو ايستادهاند « 6 » در حالتى كه تملّق و افتادگى مىكنند .
و در مناجات انجيليّه كه منسوب است به حضرت سجّاد عليه السلام وارد شده كه فرمودند : به حقّ عزّت تو قسم مىخورم كه البته به تحقيق تو را دوست دارم
هامش
( 1 ) .a s- به .
( 2 ) . به /aبر .
( 3 ) . فرمودند /aعرض كرد .
( 4 ) . علل الشرائع 1 : 57 ح 1 .
( 5 ) .s- و .
( 6 ) . ايستادهاند /s aايستادند .