تخطي إلى المحتوى الرئيسي

محدثات شيعه ( فارسي ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
يد الغنّى والفقير ، والقرض لا يقع الّا في يد من يحتاج إليه » : « 1 » رسول خدا صلّى اللّه عليه واله فرمود : وارد بهشت شدم ، بر در آن ديدم : صدقه ده برابر مىشود وقرض هجده برابر . از جبرائيل پرسيدم كه چگونه صدقه ده برابر مىشود وقرض هجده برابر ؟ گفت : صدقه به دست بىنياز ومحتاج ( هردو ) مىرسد ، اما قرض فقط به شخص محتاجش مىرسد .

[ ث ]

74 . ثريا محسنى

ثريا محسنى بانويى عالم وفاضل وساكن كربلا بود وقبل از سال 1342 در عتبات ( كربلا يا نجف ) از آيت الله سيد شهاب الدين مرعشى اجازه روايت گرفته است . « 2 » فضايل : در درس فقه وأصول وحديث ميرزا محمد هندى 93 شركت مىكرد وبه بانوان درس فقه وأصول وحديث مىداد .

[ ج ]

75 . جارية خماسيّة

دختر پنج ساله‌اى كه در زمان خلافت أمير المؤمنين عليه السّلام مىزيست وعبد الواحد بن زيد كنار كعبه أو را ملاقاة كرد . فضايل : اين دختر از شيعيان علي عليه السّلام بود وپدرش در جنگ صفين در ركاب أمير المؤمنين عليه السّلام شهيد شد . روزى مولا علي عليه السّلام - همچنانكه عادت آن حضرت بود - جهت جويا شدن از حال خانواده اين شهيد نزد ايشان رفت . آن حضرت أحوال فرزندان را پرسيد ، مادر كه از پس پرده با ايشان صحبت مىكرد ، چگونگى حال اين دختر وبرادرش را ( كه بر اثر يك بيمارى لكه سفيدى چشمشان را فراگرفته وبه كورى مطلق منجر شده بود ) شرح داد . علي عليه السّلام آن دو را نزد خود خواند وبر روى چشم ايشان دست كشيد ودعا كرد وآنها بينا گرديدند . دختر اين قضية را براي عبد الواحد بن زيد - كه وى را در سفر حج در كنار خانه خدا ديد - بيان كرد ؛ سپس گفت : « به خدا قسم اكنون به قدرى بينا هستم كه به بركت وجود آن حضرت مسافت يك فرسخ راه ، شتر را مىبينم » . عبد الواحد گويد : از هميان خويش دو دينار بيرون آوردم تا به أو بدهم ؛ نپذيرفت وگفت : دست نگه دار ! من
هامش
( 1 ) . تهذيب تاريخ دمشق الكبير : 6 ، 216 . ( 2 ) . الإجازة الكبيرة : 246 .