اين گونه تحريف كه مدار بحث درباره تحريف قرآن است از نظر ما كاملا مردود مىباشد . اين مشكل با تغيير عبارت و به كار گرفتن اصطلاح منسوخ التلاوة يا منسيّ التلاوة - چنان كه بعضى از بزرگان اهل سنت بدان ملتزم شدند - حل نمىگردد ؛ زيرا آن موضوع ، نوعى پيچيدگى در تعبير است و آشكار است كه تغيير عنوان ، واقعيت معنوع را دگرگون نمىسازد . اين سخن ، اكنون مدار بحث ما در اين زمينه است .
خلاصه گفتار ما در اينباره اين است : رواياتى كه با اسناد عامه درباره منسوخ التّلاوه و . . . رسيده است از دو حال خارج نيست ؛ يا ساخته و پرداخته ملحدان و وضّاعانى است كه به دروغ و بافتن احاديث جعلى شهرت دارند ؛ يا تأويلى صحيح را برمىتابد ؛ بهگونهاى كه هيچگونه ارتباطى با تحريف پيدا نمىكند .
در غير اين صورت بايد گفت : اكثر اين گونه روايات - چنان كه شرح آن خواهد آمد - حاصل پندارها و خرافههاى گذشتگان بوده و اعتبارى ندارد .
قرآن و واژه تحريف
قرآن واژه تحريف را فقط در همان معناى لغويش - يعنى - دستبرد در معناى كلمه و تفسير آن به وجه ناصحيح - كه از آن به سوءتأويل يا تفسير به رأى ياد شده است به كار برده است . تحريف بدين معنا ، همان تحريف معنوى است .
پيش از اين ، درباره آيه شريفه
« يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ »
« 1 » سخن گفتهايم .
« عَنْ مَواضِعِهِ »
در اين آيه بدين معناست : بعد از آنكه كلام در معناى حقيقىاش - كه در آن ظهور دارد - به كار بسته شد يا به رهنمون قراين متداول در معناى مستعمل فيه استعمال شد ، پيام آن - از روى خيانت در اداى امانت - است ؛ دچار تحريف گردد ، همانگونه كه در عبارت
« مِنْ بَعْدِ مَواضِعِهِ »
« 2 » به اين معنا تصريح شده است ؛ چه اينكه تحريف آن است كه لفظ را از معناى حقيقىاش منحرف سازند .
در سوره بقره چنين آمده است :
« وَ قَدْ كانَ فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ
هامش
( 1 ) . نساء 4 : 46 و مائده 5 : 13 .
( 2 ) . مائده 5 : 41 .