برشمرده و به شبهههاى مدعيان تحريف ، پاسخ كامل و جامعى داده است . اين كتاب با شيوهاى ظريف و به دور از هرگونه سهلانگارى و شتاب ناروا ، در حقيقت رديهاى است بر كتاب فصل الخطاب . « 1 »
غير از او ، بسيارى از كسانى كه به مباحث قرآنى و تفسير پرداختهاند نيز در رد محدث نورى مطالبى نوشتهاند .
مرحوم بلاغى ( م 1352 ) در مقدمه تفسير خود آلاء الرحمان از او با نكوهش ياد مىكند و مىگويد : « نويسنده فصل الخطاب از جمله محدثانى است كه در گردآورى شواذ حرص و ولع بسيارى دارد ؛ او گمشده خود ( تحريف القرآن ) را در كتاب دبستان المذاهب يافته و بدان تمسك نموده است . شگفت آنكه خود اعتراف كرده كه در هيچ كتاب شيعى اثرى از آن نيافته است . « 2 » آنگاه بخشى از روايات را كه مستمسك مدعيان تحريف است و گذشته از ظواهر فريبنده آنها ، با فرض قبول سند ، توجيهاتى دارند ، آورده و به ضعف و شذوذ همه آنها حكم نموده است ؛ چنان كه به روايت كافى در ذيل آيه شريفه
« هذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ »
« 3 » امام موسى بن جعفر عليه السّلام فرموده است : « مقصود [ از هذا الذى ] امير مؤمنان عليه السّلام است .
راوى پرسيد : اين تنزيل آيه است ؟ امام فرمود : آرى » . « 4 »
فرمايش امام در اين روايت نشان مىدهد كه مقصود ، تفسير آيه است ؛ زيرا معناى تنزيل در اين روايت ، بيان شأن نزول است ؛ و مقصود اين نيست كه لفظ مذكور جزو آيه بوده ، آنگاه ساقط شده است ؛ چنان كه مدعيان تحريف پنداشتهاند .
در آخر چنين آورده است : « اين روايات و نظاير آن ثابت مىكند كه تمسك محدث نورى به اين گونه روايات اساسا باطل است ؛ زيرا اين روايات علاوه بر ضعف سند ، قابل توجيه و تأويلند . گفتار عالمان نامى شيعه نيز مؤيد بيان ماست » . « 5 »
هامش
( 1 ) . البرهان ، ص 142 - 138 .
( 2 ) . آلاء الرحمان ، ج 1 ، ص 25 . در فصل هفتم ، شماره 25 برخى از مطالب « دبستان المذاهب » را نقل خواهيم كرد .
( 3 ) . مطففين 83 : 17 .
( 4 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 435 ، شماره 91 .
( 5 ) . آلاء الرحمان ، ج 1 ، ص 29 .