كاستى يا فزونى قرآن ندارد . بقيه احاديث از اين قرار است :
حديث دوم : « احدى را توان آن نيست كه ادعا نمايد تمامى قرآن - اعم از ظاهر و باطن آن - نزد او موجود است مگر اوصيا » .
حديث سوم : « تفسير تمام قرآن و احكام آن ، به ما ( اهل بيت ) ارزانى شده است » .
حديث چهارم : « من قرآن را از آغاز تا انجام مىدانم ؛ چنان كه گويا همه آن ميان كف دست من گرد آمده است » .
حديث پنجم : « به خدا سوگند ، علم تمامى قرآن نزد ماست » .
حديث ششم : در ذيل تفسير آيه شريفه
« وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ »
« 1 » مىفرمايد :
« مقصود خداوند از ( كسانى ) كه علم همه كتاب نزد ايشان گرد آمده است ماييم » .
اين تمامى رواياتى است كه مرحوم كلينى ذيل عنوان مزبور آورده است و چيزى كه - در مجموع - از دلالت آنها قابل استفاده است اين است كه علم به جميع قرآن - اعم از ظاهر و باطن آن - نزد امامان اهل بيت عليهم السّلام است ؛ زيرا اينان اهل بيتى هستند كه قرآن در ميان آنان نازل شده است ، و « اهل خانه از آنچه در آن است بهتر باخبرند » .
اگر پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله شهر علم است ، ائمه اطهار عليهم السّلام درهاى آن شهرند كه هر گمشدهاى را به هدف مطلوب رهنمون مىباشند .
آنچه گفته شد مجموع احاديثى است كه مرحوم كلينى - كه از جايگاههاى بايسته فرمايشات ائمه عليهم السّلام آگاه است - آنها را با آگاهى به محتواى آنها آورده است .
با بررسى مفاد اين روايات ، معلوم شد كه مقصود كلينى از انتخاب عنوان مذكور چه بوده و چقدر باتوجه به محتوا مناسب و گوياست . بنابراين جفاست كه نيانديشيده و با وارونه ساختن چهره حقيقت ، به محدثى بزرگ همچون كلينى نسبت تحريف داده شود .
هامش
( 1 ) . رعد 13 : 43 .