ابو الجارود معروف به « سرحوب » رهبر فرقه جاروديه و از غلات زيديه است كه از طرف امام صادق عليه السّلام طرد شده است .
باوجوداين بهجاست بپرسيم كه چرا اين مستشرق براى به دست آوردن و بررسى آراى شيعه دست به دامن كتابهايى شده است كه نزد شيعه و ائمه و علماى شيعه از اساس ساقط و بىاعتبار است ؟ آيا واقعا از روى جهالت چنين كرده ، يا خود را به تجاهل زده است ؟ خدا مىداند ! آرى هركه نور الهى در دلش نتابد ، عارى از بينش است
« وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ » .
« 1 »
در اينجا لازم است به چند مطلب توجه شود :
اول آنكه گلدزيهر بر چه اساس به شيعه نسبت مىدهد كه معتقدند سوره احزاب با سوره بقره برابر است ؟ در حالىكه در كتب و نوشتارهاى شيعه نشانى از چنين عقيدهاى وجود نداشته و در هيچ مدرك مستندى نامى از آن برده نشده است .
( در مورد سورههاى ديگرى كه نام برده نيز جاى اين سؤال باقى است ) .
حتى بر خلاف ادعاى او ، در كتب صحاح اهل سنت - به نقل از عروة بن زبير و او به نقل از خالهاش عايشه - چنين آمده است : « سوره احزاب در زمان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله 200 آيه [ قلمداد و ] تلاوت مىشد ؛ اما پس از آنكه عثمان مصاحف را نگاشت ، اين سوره تنها با شمار فعلى آيات ( يعنى 73 آيه ) [ ثبت شد و ] به دست ما رسيد » . « 2 »
عروه چنين سخنى را به صحابى بزرگ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ابىّ بن كعب - كه دامن او از چنين نسبتهايى پيراسته است - نيز نسبت داده است . « 3 » باوجوداين مىبينيد كه گلدزيهر چگونه اين سخن را - به دروغ - به شيعه نسبت داده است .
دوم آنكه چرا براى بررسى ديدگاههاى شيعه كتاب بيان السعاده را با اين فرض كه قديمىترين كتاب تفسيرى شيعه است ، انتخاب نموده است ؛ او - به غلط - پنداشته است كه اين كتاب در تاريخ 311 يعنى ده قرن پيش نگاشته شده است ؛ همانگونه
هامش
( 1 ) . نور 24 : 40 .
( 2 ) . اين روايت را ابو عبيد - به سند خود تا عروه - نقل كرده است . ر . ك : الاتقان ، ج 3 ، ص 72 .
( 3 ) . اين روايت را احمد بن حنبل در مسند خود ج 5 ، ص 135 ، آورده است . اين روايت همان است كه ابن حزم آن را صحيحترين سند و بدون هيچ عيب و نقص دانسته است . ر . ك : المحلّى ، ج 11 ، ص 235 .