خلق ما أحبَّ استوى على العرش ، قال : فذلك حين يقول :
« خَلَقَ السَّماواتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ »
« 1 » ويقول :
« كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما »
« 2 » وذكر القصة في خلق آدم عليه السلام . « 3 »
اين روايتها در كتب متأخّر چون الدر المنثور وكنز العمال نيز به نقل از مصادر أولية منقول است .
دو . بررسى اسناد ومدارك أحاديث
چنان كه ملاحظه خواهد شد ، هيچ كدام از اين چهار گروهى كه به تفسير اين روايتها ومواجههء با آنها مشغول شدهاند ، به بررسى صدوري اين گونه روايتها نپرداختهاند .
قاعده آن است كه پس از احراز صدور نوبت به تفسير علمي يا تأويل فلسفي وعرفانى ويا اعتقاد به فرا عقلي بودن اين روايتها مىرسد . چنان كه طرح وطرد اين روايتها نيز مىبايست بر مبناى ضوابط وقواعد در نقد وارزيابى صدور انجام گيرد .
اين سخن از آن رو ابراز مىشود كه وقتي با دانشهاى نقلي سر وكار است وبنا است مطلب يا رأيي به كساني منسوب شود ، فارغ از صحّت وعدم صحّت محتوا ، بايد چنين انتسابى مورد بررسى قرار گيرد ؛ چرا كه نمىتوان هر سخن درستى را به هر شخصي ومقامي منتسب كرد گرچه داناى به علم غيب باشد ؛ زيرا ممكن است آن دانش غيبى ولدني را بر زبان نرانده باشد . وقتي پاى نسبت ونقل در ميان است ، گام اوّل ، ارزيابى انتساب وصدور است . نمىتوان به دعواي اين كه اينها در ميراث حديثي مسلمانان جاى گرفته ، به دفاع از آنها پرداخت ، چنانكه به همان دليل هم نمىتوان آنها را به آسانى نيز طرد كرد وكنار نهاد .
حال با اين توضيح نگاهى به اسناد ومدارك اين روايتها مىافكنيم وآن گاه به جمعبندى وچگونگى تعامل ومواجهه با آنها خواهيم پرداخت .
چنانكه در هنگام نقل اين روايتها بدان اشاره شد ، اين أحاديث در پانزده مصدر
هامش
( 1 ) . سورهء حديد ، آيهء 4 .
( 2 ) . سورهء أنبياء ، آيهء 30 .
( 3 ) . تفسير القرطبي ، ج 1 ، ص 255 - 256 .