به نقل دو روايت از پدر خود اهتمام ورزيده ودر آغاز آن آورده است :
ذكر والدي رحمه الله أنّه رأى في كتاب عتيق جمعه بعض محدثي أصحابنا في فضائل أمير المؤمنين عليه السلام هذا الخبر ، ووجدته أيضاً في كتاب عتيق مشتمل على أخبار كثيرة .
بنابر اين ، روايت مذكور در دو كتاب مجهول الاسم وقاعدةً موثَّق آمده كه متأسفانه در دسترس نيستند .
علّامهء مجلسي پس از نقل حديث نورانيت به شرح فقرهاى از آن پرداخته وسپس روايت ديگرى را به همين طريق وسند به نقل از جابر بن يزيد جعفى از أمير مؤمنان عليه السلام نقل كرده ، كه در آن حديث نيز حضرت به گوشهاى از فضايل خود وبه پارهاى از اخبار غيبى ، اشاره نمودهاند .
حديث نورانيت ، توسط دو حكيم بزرگ عصر قاجار ، ملّا على نوري « 1 » ( م 1246 ق ) وحاج ملا هادي سبزوارى « 2 » ( م 1289 ق ) شرح شده است . شرح ملا على نوري ، صبغهاى عرفانى - روايى وگاه عددي دارد وشرح حكيم سبزوارى از صبغهاى فلسفي برخوردار بوده ، چندين برابر شرح نوري است . خوشبختانه شرح سبزوارى توسط أستاذ علامه سيد جلال الدين آشتيانى رحمه الله در مجموعه رسائل حكيم سبزوارى ، ذيل پاسخ پرسش ذو الفقار على خان بسطامى « 3 » ( ص 762 - 877 ) چاپ شده است .
در اين مقام نگارنده ، بر أساس تنها نسخهء دستياب شده از شرح ملا
هامش
( 1 ) . جهت شرح أحوال أو بنگريد : ريحانة الأدب ، ج 6 ، ص 261 ؛ مكارم الآثار ، ج 4 ، ص 1264 ؛ مقدمهء نگارنده بررسائل ملا على نوري .
( 2 ) . جهت شرح أحوال أو بنگريد : ريحانة الأدب ، ج 2 ، ص 422 ؛ مكارم الآثار ، ج 1 ، ص 450 ؛ أعيان الشيعة ، ج 10 ، ص 134 ؛ رجال بامداد ، ج 5 ، ص 326 .
( 3 ) . نيز بنگريد : الذريعة ، ج 13 ، ص 207 .