و صحيح مواد تركيبى بدن را منظم مىكند .
چندين سال قبل در يكى از مجلات شرح حال يكى از مرتاضين هند را نوشته بودند كه از جمله كرامات او ( يا شرط اصلى موفقيت در راه رياضت ) قناعت خارق عادت او و اكتفا كردن در چندين شبانه روز بيك بادام بود .
بعضى از مجلات ديگر كه ناقل از مجلات طبى اروپا ميبودند اين مسأله را تحت اصول علمى حل كردند مبنى بر اينكه زندگى جز حرارت چيزى نيست ، هر چيز كه بتواند ايجاد حرارت كند ايجاد حيات كرده غذا در بدن هنرى كه بخرج ميدهد اينست كه سوخت بدن را تأمين مىكند و توليد حرارت مينمايد در نتيجه قلب ضربان و خون جريان و روح و بخار سريان پيدا مىكند .
اين عقيده با فرضيهاى كه بعضى از فلاسفه قديم در مورد حيات و وجود داشتند چندان بيراه نيست جز اينكه از آن بطور غلط استنتاج كردند و گفتند براى توليد حرارت به قدر كافى هيچ لزوم ندارد كه غذا بخوريم و شكم خود را از انواع ثقلها پر كنيم بلكه با در نظر گرفتن مقدار لازم از حرارت خوردن چند يا يك دانه قرص و يا تزريق يك آمپول كه مولد همان مقدار از حرارت باشد كافى است و بالاتر آنكه اگر بشود ببعضى از وسايل الكتريكى و مغناطيسى توليد حرارت كنيم بدن هيچ نيازى بسوخت و غذا نخواهد داشت چنان كه گفتيم اساس اين ادعا فرضيه برخى از فلاسفه است كه حيات را مرادف با وجود و وجود را عين حيات ميدانستند و آن را چيزى جز حركت و حركت را موجدى جز حرارت يا به عكس نمىشناختند .
طب الرضا ( ع ) - طب و بهداشت از امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 319
مساهمون: المنسوب لإمام الرضا ( ع )
ص٣١٩