از خاك وطن
يتزود المسافر من تربة بلده و طينة التى ربى عليها و كل ما ورد الى منزل طرح منها في اناء الذى يشرب منه الماء الى . . .
( 1 ) لازم است كه مسافر مقدارى از خاك شهر خود و سرزمينى كه در آن تربيت يافته بردارد و بهر شهرى كه وارد مىشود خاك را در ظرف آب آشاميدنى خود بريزد و خوب آن را بهم آميخته محلول را بكنارى بگذارد تا گل آن كاملا رسوب كند و آب صاف را بياشامد .
آبها مواد اختلاطى خود را از محل جريان و منبع خود ميگيرند و چون خاكها از نظر املاح و فلزات مختلفند آبها نيز يكسان نيستند شخص اهل هر آب و خاكى كه بوده باشد و در آن تربيت يافته باشد مزاجش باقتضاى آنجا است مسافرت شخص را به ترك عادت و خلاف طبيعت وادار مىكند براى آنكه از خطر ترك عادت مصون باشد بهترين دستور فوق است زيرا در اين صورت يك مرتبه مخالفت با عادت نشده و يك مرتبه وارد آب و هواى مخالف نگشته بلكه برزخى براى خود انتخاب نموده است .
ريختن خاك در آب آشاميدنى بطريق مذكور در صورت سلامت آب يكنوع واكسن طبيعى است و در صورت آلودگى آن يك طريق ضد عفونى ساده و بىضرر است در اين مورد نيز محمد بن زكرياى رازى و جمعى از قدما موافقاند و ابن زكريا