سكوت ما در برابر گفتارهاى باطل ، امضاى باطل و راه دادن مطالب بىاساس در دين و آيين حق و هدايت است . بر ماست كه شريعت و قانون خود را از دروغها و مطالب بىاساس حفظ كنيم و همانند مرحلهء حدوث و ايجاد ، در مرحلهء بقا نيز ناظر و پشتيبان آن باشيم .
( 1 ) -
سخنى با اشاعره
بايد توجه داشت كه معجزه در نزد كسانى مىتواند دليل و گواه نبوت باشد كه به حسن عقلى معتقد باشند و در اين مرحله ، حكومت عقل را بپذيرند .
ولى « اشاعره » كه اين حقيقت را منكرند و عقل بشر را بر حسن و قبح واقعى امور واقف نمىدانند ، راه تشخيص و تصديق نبوت به روى آنان بسته و مسدود مىباشد .
زيرا دلالت اعجاز بر صدق نبوت و پيامبرى ، از اين رهگذر است كه عقل انسان ظاهر نمودن معجزه را در دست شخص دروغگو كه تأييد و تصديق وى مىباشد ، بر خداوند قبيح و ناروا و يك امر محال غير ممكن بداند و اگر عقل چنين تشخيصى را نداشته باشد و نتواند در اين مورد قضاوت و داورى كند ، در اين صورت ، تشخيص دادن دروغگو از راستگو براى احدى امكانپذير نخواهد بود .
اين نظريه كه : عقل از درك و تشخيص حسن و قبح و زشت و زيبايى واقعى ، عاجز و ناتوان است ، اشكالات و نتايج فاسد و نادرستى را در بر دارد كه يكى از آنها مسدود بودن راه تصديق انبيا و تشخيص دروغگو از راستگو است .
فضل بن روزبهان از اين اشكال كه بر اشاعره و منكرين حسن و قبح عقلى متوجه است ، چنين پاسخ مىدهد كه : كار ناروا اگرچه عقلا بر خداوند ناروا و محال نيست ولى عادت و مشيت وى بر اين جريان دارد كه معجزه را هميشه در اختيار پيامبران راستگو قرار دهد و در دست شخص دروغگو هرگز معجزه ظاهر نمىگرداند بنابراين ، راه تصديق پيامبران و تشخيص دروغگو از راستگو حتى براى اشاعره نيز بسته و مسدود نخواهد بود .
اين بود خلاصهء پاسخ ابن روزبهان كه آثار ضعف و سستى در آن از جهاتى پيداست زيرا :
1 - عادت و روشى كه ابن روزبهان آن را در اين مورد به خدا نسبت مىدهد از امورى نيست كه با حواس ظاهرى قابل درك و حس باشد و بتوان آن را با چشم ديد و با گوش شنيد . تنها راهى كه مىتوان آن را دريافت ، راه عقل است كه اشاعره اين راه را به روى خود بستهاند .
زيرا در صورتى كه عقل از درك حسن و قبح امور عاجز و زبون باشد ، تخلف از عادت و وعده