از اينجاست كه گفتيم قرآن بودن چيزى با نقلهاى معدود و خبر واحد ثابت نمىگردد بلكه نقلهاى پياپى و متواتر لازم است و نسخ قرآن هم از همين باب است كه با خبر واحد به ثبوت نمىرسد .
زيرا اگر آيهاى از قرآن به راستى نسخ مىگرديد ، به علت موقعيت و اهميت جريان ، همه مسلمانان و يا اكثرشان از آن اطلاع پيدا مىكردند و آن را به صورت تواتر ، نقل مىنمودند و اگر نسخ قرآن را عدهء معدودى نقل كنند و به صورت خبر واحد به ما برسد ، قابل اعتماد و اطمينان نمىباشد ، اين است كه قبلا گفتيم نسخ قرآن ، با خبر واحد ثابت نمىشود .
در اينجاست كه تفاوت « نسخ » و « تخصيص » ظاهر مىشود ، ارتباط و ملازمهاى كه در ميان آن دو تصور مىشد از بين مىرود و اشكالات تخصيص قرآن با خبر واحد بر طرف و جواز آن ثابت مىشود .
البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى) — صفحة 534
مساهمون: السيد الخوئي
ص٥٣٤