شناخت معجزه
( 1 ) -
معناى معجزه
كلمه معجزه از « اعجاز » ريشه گرفته است و واژهء اعجاز نيز در لغت به چند معنى آمده است :
1 - از دست رفتن چيزى ، مثلا : گفته مىشود « أعجزه الأمر الفلاني » يعنى فلان چيز از دست وى در رفت .
2 - احساس عجز و ناتوانى در ديگرى ، مثلا مىگويند : « أعجزت زيدا » او را عاجز و ناتوان يافتم .
3 - ايجاد عجز و درماندگى در طرف مقابل ، در اين صورت اعجاز به معناى « تعجيز » مىباشد ، مانند : « أعجزت زيدا » يعنى او را عاجز و ناتوان نمودم .
و اما در اصطلاح دانشمندان علم « كلام » ، معنى اعجاز عبارت از اين است : كسى كه مقامى را از ناحيه خداوند براى خود ادعا مىكند ، بايد به عنوان گواه بر صدق گفتارش عملى را انجام دهد كه به ظاهر بر خلاف قوانين خلقت و خارج از مسير عادى و طبيعى است و ديگران از انجام دادن آن عمل عاجز و ناتوان هستند ، اين چنين عمل خارقالعادهاى را « معجزه » و انجام دادن آن عمل را « اعجاز » مىنامند .
شرايط معجزه
عمل خارقالعاده را در صورتى معجزه مىنامند كه شرايط ذيل را دارا باشد :
1 - كسى كه از ناحيه خدا منصبى براى خود ادعا مىكند ، آن عمل را در مقام گواه بر صدق گفتار