خدايا ! تو خود گواه حقى ! كه اين ، بهتانى است بس عظيم و تهمتى است بس بزرگ و نابخشودنى و اينك كتب شيعه از علماى گذشته و فعلى در دسترس مىباشد كه كوچكترين اثرى از چنين گفتار و عقيده گرچه به طور شذوذ و ندرت در اين كتابها وجود ندارد ، كجا برسد كه مورد اتفاق و اجماع باشد .
آرى ، براى شيعه نيز روزى هست كه در برابر كسانى كه به آنان افترا مىبندند و نسبتهاى باطل و ناروا به آنان مىدهند ، قرار بگيرند و در چنين روزى است كه حتما ياوهسرايان متضرر خواهند بود . « 1 » ( 1 ) -
2 - نسخ آيه متعه با آيه ارث
احتمال دوم در نسخ آيه متعه اين است كه اين آيه با آيهء ارث نسخ گرديده است ، آنجا كه خداوند مىفرمايد :
وَ لَكُمْ نِصْفُ ما تَرَكَ أَزْواجُكُمْ .
« 2 » و براى شما نصف ميراث زنانتان است .
در نسخ آيه متعه با آيهء مذكور مىگويند : چون اين آيه كه آيه ارث است ، در ميان زن و شوهر ، حق ارث را ثابت مىكند و در ميان زن و شوهر با ازدواج موقت نيز قانون توارث جارى نيست يعنى از يكديگر ارث نمىبرند ، بنابراين ، ازدواج موقت ، علقهء زوجيّت و ارتباط همسرى ايجاد نمىكند و اگر چنين علقه و ارتباط را ايجاد مىكرد ، طبق آيه ارث موجب توارث مىشد ، اين است كه بايد گفت آيه ارث ، آيه متعه را نسخ كرده و حكم آن را تغيير داده است .
اين بود خلاصه نظريه نسخ آيه متعه با آيه « ارث » كه آن را به سعيد بن مسيب و سالم بن عبد اللّه و قاسم بن ابى بكر نسبت دادهاند . « 3 » پاسخ اين كه ادله نفى توارث در ازدواج موقت « مخصّص » آيه ارث است و هيچ سند و دليلى نيست بر اين كه
هامش
( 1 ) پارهاى از اين افتراها و دروغها كه بر شيعه بستهاند در تفسير سوره حمد آيه 5 خواهد آمد .
( 2 ) نساء / 12 .
( 3 ) ناسخ و منسوخ ، نحاس 105 ، 106 .