رفتار پيامبر با منافقين نيز گواه اين حقيقت است كه وى روش مسالمتآميزى با آنان در پيش گرفته بود و اسرار آنان را مكتوم و پنهان مىداشت و دلشان را به دست مىآورد .
با اين حال چگونه ممكن است كه وى نام آنان را در قرآن بياورد و مفتضح و رسوايشان سازد و سپس تمام مسلمانان حتى خود آنان را دستور دهد كه شب و روز بر منافقين كه با نام و نشان معروف گرديده و شناخته شدهاند ، لعن و نفرين نمايند ؟ ! آيا چنين احتمالى وجود دارد ( 1 ) - تا در پيرامون صحت و سقم ، ضعف و قوت آن گفتوگو شود ؟ آيا اسم منافقين در قرآن آمده است تا در عنوان قرآنى داشتن آن در قرآن على ( ع ) ، بحث و بررسى شود ؟ آيا مىتوان اسم منافقين را با اسم « ابو لهب » مقايسه نمود كه شرك و دشمنى خويش را با رسول خدا ( ص ) علنى نموده و پيامبر اسلام نيز مىدانست كه او با شرك و بتپرستى رخت از جهان برخواهد بست ؟ !
خلاصهء گفتار
گرچه اضافات و زيادتهايى در مصحف امير مؤمنان ( ع ) وجود داشت و اين مطلب هم به جاى خود درست مىباشد ولى اين اضافات جزء قرآن و از آن چه كه رسول خدا مأمور بوده است كه آنها را به مسلمانان برساند ، نبوده است زيرا نه تنها ملزم بودن بر اين مطلب دليلى ندارد بلكه بطلان آن قطعى و مسلم است و دليل بر بطلان آن همان دلايل محكمى است كه در صفحات گذشته دربارهء عدم تحريف قرآن بيان نموديم .
3 - روايات تحريف
در فصول گذشته قسمتى از دلايل طرفداران تحريف را ارزيابى كرديم و اينك در اين فصل نيز به يكى ديگر از اين گونه دلايل مىپردازيم :
سومين دليل طرفداران تحريف اين است كه مىگويند : روايات « متواتر » و فراوانى از اهل بيت ( ع ) نقل شده است كه همه آنها بر تحريف قرآن دلالت دارند و ناچار بايد آنها را پذيرفت .
پاسخ :
در پاسخ اين گفتار به طور خلاصه مىگوييم :