خودش نفى نموده است ، اين است كه : همين آيه شريفه ، قرآن را با عزت و غلبه و پيروزى توصيف نموده است و لازمه و مقتضاى غلبه و پيروزى و عزت هر چيز ، به اين است كه از تغيير و ضايع شدن و از دست دادن حقيقت هويت خويش مصون و محفوظ باشد ولى اگر بگوييم كه منظور از بطلان در آيه كريمه فقط تناقض و كذب است ، اين معنى با عزت و پيروزى كه قرآن با آن توصيف شده است ، تناسبى ندارد و نمىتواند معناى صحيح و زندهاى براى اين آيه باشد .
2 - تحريف از نظر سنت و احاديث روايات ثقلين و تحريف قرآن
اولين دليل بر عدم تحريف قرآن ، آيات خود قرآن بود كه بخشى از آيات قرآن بر مصونيت قرآن از تحريف دلالت دارند و ما دو نمونه از اين آيات را در فصل پيش آورديم و به توضيح آنها پرداختيم .
دومين دليل بر عدم تحريف ، روايات و اخبار « ثقلين » است كه از رسول خدا نقل شده است .
منظور از اخبار « ثقلين » گروه احاديثى است كه رسول خدا ( ص ) در اين احاديث « عترت » يعنى اهل بيت و « قرآن » را جانشين خود معرفى فرموده و اين كه اين دو همدوش و غير قابل انفكاك از يكديگرند و بر مسلمانان فرض و واجب است كه از آن دو پيروى كنند و آنها را از هم جدا نسازند .
اين گونه ( 1 ) - روايات از طريق شيعه و سنى فراوان نقل شده است . « 1 » با مضمون اين احاديث به دو شكل و طريق مىتوان بر عدم تحريف قرآن استدلال نمود :
شكل اول استدلال : قائل شدن به تحريف قرآن مستلزم اين است كه امت اسلامى نتواند به قرآن تمسك جويد و از آن پيروى كند زيرا در صورت تحريف ، قسمتى از قرآن از بين رفته و از حجيت و مدرك بودن ساقط شده است ، در صورتى كه وجوب تبعيت از قرآن و تمسك به آن كه صريح اخبار ثقلين است تا روز قيامت باقى و پابرجاست .
از اينجا كشف مىكنيم و بر ما يقين حاصل مىشود كه قول به تحريف باطل و قابل اعتبار نمىباشد .
توضيح اين كه : روايات « ثقلين » بر اقتران و همدوش بودن عترت و كتاب و بر بقاى آن دو ، تا روز رستاخيز دلالت مىكند .
هامش
( 1 ) اسناد اين حديث را در بخش تعليقات ، شمارهء ( 1 ) مطالعه فرماييد .