( 1 ) - لالكائى مىگويد : از عباس دورى ، داستانى را كه احمد بن حنبل دربارهء خلف بن هشام نقل نموده است ، سؤال نمودند ، در جواب گفت : من خودم اين داستان را از احمد بن حنبل نشنيدم ولى دوستان ما نقل نمودند كه در نزد احمد از خلف اسمى به ميان آمد و ضمنا گفته شد كه وى مشروب هم مىخورد ، احمد گفت : اين جريان بر ما ثابت گرديده است ولى با اين حال به خدا سوگند ! وى نزد ما مورد اعتماد و اطمينان مىباشد .
نسائى مىگويد : خلف بغدادى مورد اعتماد است و دارقطنى مىگويد : خلف مرد عابد و بافضلى بود ، سپس اضافه مىكند كه خلف مىگفت : من چهل سال از نمازهايم را اعاده نمودهام زيرا در اين چهل سال طبق مذهب كوفيان شراب مىخوردم .
خطيب بغدادى در تاريخ خود از محمد بن حاتم كندى نقل مىكند كه از يحيى بن معين دربارهء خلف سؤال نمودم . در جوابم گفت : او نمىدانست كه اصلا حديث چيست . « 1 » مؤلف : دربارهء كسانى كه از خلف نقل قرائت نمودهاند ، بعدا گفتوگو خواهيم نمود .
2 - اما خلاد بن خالد ، دومين راوى حمزه است و معروف به ابو عيسى شيبانى و اهل كوفه مىباشد .
ابن جزرى دربارهء او مىگويد : خلاد در علم قرائت پيشوا و مورد اطمينان مىباشد و او در اين علم دانا ، محقق و استاد است . خلاد قرائت را بر سليم عرضه نموده و از وى فرا گرفته است . وى در ميان يارانش از همه باحافظهتر و نسبت به همهء آنان تفوق داشت . وفاتش در سال 220 واقع گرديده است . « 2 » مؤلف : بحث دربارهء راويان خلف همان است كه گذشت و آنان افرادى مجهول و ناشناخته مىباشند .
هامش
( 1 ) تهذيب التهذيب ، 3 / 156 .
( 2 ) طبقات القراء ، 1 / 274 .