اگر منظور وى از آن جمله اين باشد كه به گفتههاى ساحرانه و جادوگرانه ساحر نبايد اعتماد نمود ، بازهم نادرست است زيرا ساحر از نظر اين كه ساحر است ، قول و گفتارى ندارد و سحرش را با كلام و سخن انجام نمىدهد ، بلكه سحر و افسانهء وى در ميان مردم با حيلهها ، دستها و اعمال مخصوص اوست نه با گفتارش .
6 - سورهء كوثر دربارهء كسى نازل گرديده است كه پيامبر ( ص ) را استهزا مىنمود و مىگفت : او ابتر و بىفرزند است ، به زودى خواهد مرد و نام وى و آيينى كه آورده است از بين خواهند رفت ، چنان كه قرآن مىگويد :
أَمْ يَقُولُونَ شاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ .
« 1 » بلكه آنها مىگويند : او شاعرى است كه ما انتظار مرگش را مىكشيم .
در برابر اين گفتار براى دلدارى پيامبر ، خداوند سورهء كوثر را نازل نموده و فرمود :
إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ
« 2 » يعنى ما خير كثير و فراوانى را به تو بخشيدهايم .
آرى از تمام جهات خير كثير بر پيغمبر عطا گرديده است : در دنيا كه به شرافت رسالت ، نبوت ، هدايت مردم ( 1 ) - و زعامت مسلمانان رسيد و از كثرت ياران و پشتيبانان و پيروزى بر دشمنان برخوردار شد و همچنين نسل او به وسيلهء دخترش فاطمه ( س ) زياد شد كه تا دنيا باقى است نام او زنده خواهد ماند و در آخرت نيز بر شفاعت كبرا و مقام محمود و بر بهشت برين و بر حوض كوثرى كه تنها او و دوستانش از آن سيراب مىشوند و بر نعمتهاى زياد ديگرى نائل آمده است .
فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ
« 3 » يعنى پس به عنوان شكرگزارى در برابر اين همه نعمت براى پروردگارت نماز بخوان و نحر كن . منظور از « نحر » قربانى شتر در منى و يا قربانى در عيد اضحى است و يا منظور بردن دستها تا مقابل گوشها در موقع تكبير گفتن و يا به معناى رو كردن به قبله با تمام اعضا و معتدل بودن در حال قيام است .
تمام اين معانى كه براى كلمه « نحر » گفته شده ، در اين مقام مناسب است زيرا هريك از اين معانى را كه در نظر بگيريم ، يك نوع شكرگزارى در برابر آن نعمتهاى بىحدى است كه خداوند به پيامبرش ارزانى داشته و عنايت فرموده است .
هامش
( 1 ) طور / 30 .
( 2 ) كوثر / 1 .
( 3 ) كوثر / 2 .