اما جداى از مصحّحان ، بسيارى از محققان ، بهويژه دوستداران دانش كتابشناسى ، مىتوانند در جهت تدوين آثاري به هدف شناخت موارد ومنابع مكتوب آثار برجاىمانده ، قدم بردارند . يكى از بهترين نمونهها ، كتاب كتابخانهء ابن طاوس وأحوال وآثار أو از اتان گلبرگ « 1 » است كه يك اثر باارزش در اين زمينه تلقى شده ونمونهاى عالي از تحقيق در جهت تدوين منبعشناسى آثار يك مؤلف اسلامى شناخته مىشود .
بر همان أساس ، اينجانب ، در دايرهاى محدودتر به كاوش در منابع كتاب پر ارج كشف الغمّه اثر علي بن عيسى اربلى ( م 692 ) پرداخته وأسامي وموارد بيش از 79 كتاب را استخراج كردم . « 2 » همچنين در نوشتهاى ديگر به فهرست كردن منابع كتابهاى برجاىمانده از عماد طبري ( م بعد از 701 ) پرداختم كه جمعا نام 63 عنوان كتاب از آن بدست آمد « 3 » كه برخى بسيار باارزش بود . نيز در بررسى مآخذ كتاب روضة الشهداء ملا حسين كاشفي ( م 910 ) نام 44 عنوان كتاب استخراج گرديد . « 4 »
دنبال كردن اين روش در آثار ديگر ، مىتواند نتايج زيادى در باور كردن اطلاعات ما دربارهء مآخذ مفقود داشته باشد .
نمونهاى از كارهاى انجامشده در بازسازى متون
گذشت كه كار مواردپژوهى از يك طرف وبازسازى متون از طرف ديگر ، در چند
هامش
( 1 ) . ترجمهء سيد على قلى قرائى ، رسول جعفريان ، قم ، كتابخانهء آية الله مرعشى ، 1371
( 2 ) . بنگريد : مقالات تاريخي ، دفتر چهارم ، علي بن عيسى اربلى وكتاب كشف الغمة .
( 3 ) . مقالات تاريخي ، دفتر چهارم ، مقالهء فوائد تاريخي ونكات كتابشناسانه در آثار عماد الدين طبري .
( 4 ) . مقالات تاريخي ، دفتر أول ، مقالهء ملا حسين واعظ كاشفي وكتاب روضة الشهداء