دست بردارد و از سركشى و طغيان نادم شود . اگر از اين راه توانستيم او را از مسير باطلش برگردانيم ، چه بهتر و اگر نتوانستيم در آن صورت بايد راه ديگرى بپيماييم و با شمشيرهاى آخته بر وى بتازيم و نابودش بسازيم .
سخن كه به اينجا رسيد ، ابوجهل گفت : كيست كه اين مأموريت را به عهده گيرد و با محمد به مجادله و گفتگو بپردازد و او را محكوم و مجاب سازد ، عبدالله ابن ابى اميه براى اين كار داوطلب شد و گفت : من حاضرم كه اين مأموريت را انجام دهم . آيا نمىخواهيد مرا براى اين كار انتخاب كنيد ، در حالى كه من هماورد اصيل و شريفم و سخنور بسنده و پاسخگو ! ! ابوجهل گفت : آرى مىپذيرم و تو را براى اين كار انتخاب مىكنم ، همگان پيش وى رويد و عبدالله سخنگوى شما باشد . از همانجا پيش رسول الله رفتند و عبدالله چنين سخن آغاز نمود :
اى محمد ! راستى كه مقام بس بلند و عظيمى را ادعا مىكنى ! ! سخن بس بزرگ و شگفتانگيزى به زبان مىرانى ! ! مىگويى كه تو رسول ربالعالمين و پيامآور پروردگار جهانى ! ! به پروردگار خلق و آفرينش و به خداوندگار جهان هستى نمىسزد كه همچون تويى پيامبر و نمايندهاى براى خود انتخاب كند ، زيرا تو هم مانند ما بشرى بيش نيستى و كوچكترين امتيازى بر ما ندارى ، مانند ما مىخورى و مىآشامى و مانند ما در كوچه و بازار راه مىروى .
اين پادشاهان روم و ايرانند كه نمايندگان آنان داراى ثروت و عظيم ، شخصيت بزرگ ، خانههاى زيبا و پرشكوه
هستند و كاخهاى مجلل ، خيمه خرگاه عالى و اشرافى دارند و صاحب بندگان و خدمتگذاران فراوان و متعدد مىباشند .
آيا پروردگار جهانيان كه برتر از اين ملوك و سلاطين هست و آنان بندگان اويند ، نبايد نمايندهء او برتر از نمايندهء آنان باشد ! ؟ اگر خداوند بخواهد پيامبرى به سوى ما برانگيزد ، قاعدتاً بايد ثروتمندترين و مرفهترين كس را از ميان ما انتخاب كند نه فقيرترين و ناشناسترين را ، پس چرا اين قرآن كه مىگويى از سوى خدا است ، بر
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 449
مساهمون: السيد الخوئي
ص٤٤٩