مرا گفت برو » ندارد س 17 و 18 - پ : « كه از آن نيكوتر . . . اين چيست » ندارد س 19 - پ : « ديگر » ندارد س 19 و 20 - پ : فراختر و نيكوتر از س 20 - پ : شهر نخستين س 22 و 23 - پ : « من گفتم سبحان الله » ندارد س 24 - پ : « نزد » ندارد س 25 - پ : در دهان او س 26 - پ : مردى باشد س 27 و 28 - پ : همچنان بودند كه از تنور بيرون آمده بودند س 28 - پ : « مردان و زنان » ندارد س 28 - پ : زنا كنندگاناند .
ص 326 س 2 - پ : خورندهء ربا س 3 - پ : « الرحمن » ندارد س 8 - پ : « به سنگ » ندارد س 12 - پ : « كشت » ندارد س 12 - پ : آن كشتزار مىدرودند س 13 - پ : اين كيست . اساس : اين كيستند س 17 - پ : « گنديده » ندارد س 23 - پ : دهان س 26 - پا و با : ناحق خورند س 27 - پ : سرنگون .
ص 327 س 1 - پ : از بهر شوهران فرزندان س 3 - پ : بر بالائى بردند س 6 - پ : اينان كيستند س 8 - پ : « پشته » ندارد س 16 و 18 - پ و با : سرنگونسار س 22 - پ : مقراضهاى آتشين س 27 - پ : باز جاى .
ص 328 س 6 - پ : فراخى آن سراى سيزده س 13 - پ : عبارت . « من گفتم من اميد دارم . . . مثل اين » ندارد س 13 - پ : ما او را امشب ديدم س 16 - پ :
گفتم كيستند اينان گفت س 24 - پ : پس به نيكى كه كرده بود با پدر و مادر ص 329 س 2 - پ : بيرون كرده بود س 3 - پ : آب كردى س 10 - پ : يديه ظلمه و من خلقه ظلمه و عن يمينه س 13 - پ : دست راست او تاريكى بود و از دست چپ س 14 و 15 - پ : متحير مانده بود در ميان تاريكى س 21 - پ :
از جملت ايشان س 24 - پ : در هر راهى .
ص 330 س 17 - پ : مىافتاد س 20 - پ : « راست » ندارد س 28 - پ : « لا إله الا الله » ندارد .
شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 600
مساهمون: عبد الملك الخركوشي النيسابوري
ص٦٠٠