تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 591

مساهمون:

ص٥٩١
ص 271 س 1 - پ : دوستان ما س 5 - پ : « رسول ع » ندارد ، فرمود كه س 21 - پ : باز گرديد و همان باز گفت س 22 - پ : همان جواب داد . . . و همان بگفت س 25 - پ : اين طعام روزى او نكرده است . ص 272 س 4 - پ : فاطمه بنت النبى عليهما الصلاة و السلام س 8 - پ : خبر مىدهد س 12 - پ : مالك يا على قال آذانى بنو عمك فقال صلى الله عليه يا على ادن منى س 15 - پ : « از لبانه از عبد الله » ندارد س 19 - پ : بوده است ترا يا على . ص 273 س 8 - پ : ابو هريره س 10 - پ : پس او گفت كه من پيش مادر س 16 - پ : رسول الله . امير المؤمنين على گفت من شنيدم س 17 - با : اهل مرا آزرده س 19 - اساس : دوستى س 28 - پ : دختر هيزم دوزخم ، با : هيزم كش دوزخى . ص 274 س 5 - پ : القيامه امير المؤمنين على روايت كرده است كه . ص 275 س 1 و 3 - پ : « رسول ع مىگويد » ندارد ، فرمود كه س 3 - پ : حرام كرده است س 8 - پ : على محمد و آل محمد س 9 - پ : « رسول ع گفت » ندارد ، فرمود س 9 - پ : كنند محجوب باشد س 13 و 14 - پ : « رسول ع مىگويد » ندارد ، فرمود س 22 - پ : « رسول ع گفت » ندارد ، فرمود س 26 و 27 - پ : در كنار گرفت و يك بار س 27 - پ و با : بوسه مىداد . . . و مىبوئيد . ص 276 س 2 تا 6 - پ : عبارات اين سطرها را ندارد س 7 - پ : روايت مىكند س 13 - پ : جبريل حاضر است و مىگويد س 13 - پ : « هان » ندارد س 16 - پ : مىبرد الدعا س 18 - پ : از بهر س 24 - پ : كه داد به شما س 25 - پ « كه داد به شما » ندارد س 25 - پ : خير كناد س 26 - پ : « به خدا كه » ندارد س 27 - پ : هرگز چنان شاد نشدم به چيزى كه آن سخن كه رسول گفت و آن دوستر داشتم از دنيا و هر چه در او است .