تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 582

مساهمون:

ص٥٨٢
ص 225 س 1 - پ : پيش خود س 2 - پ : « شرح داد » ندارد س 14 - پ : گزدمان در دوزخ آنانند س 16 - پ : به آن پسران . ص 226 س 3 - پ : « و پاى نزدم » ندارد س 4 - پ : نتوانى دانست س 6 - پ : « بود » ندارد س 9 - پ : به گرداگرد س 12 - پ : فريشته‌اى ديد س 18 - پ : دست چپ تاريكى س 20 - پ : « هرگز » ندارد س 21 و 22 - پ : « تاريكى نباشد » ندارد س 22 - پ : دو چشم او لوحى س 24 - پ : « در روشنايى من نيز در » ندارد س 24 - پ : فزايم س 24 - پ : « به قدر آن » ندارد س 25 - پ : پ : سپيدى زيادت شود بر سياهى فزايم . س 25 و 26 - پ : عبارت « كم شود من . . . از سطر سپيد » ندارد س 27 - پ : « در زمستان و در تابستان » ندارد س 27 - پ : كوتاه و شب دراز س 28 - پ : « به روى » ندارد س 28 - پ : فريشته‌اى . ص 227 س 2 - پ : بلوقيا سلام كرد و فريشته‌اى س 4 - پ : اى فريشته س 7 - پ : و باد جهان را برگردانيدى و هلاك كردى س 8 - پ : بادى هست كه س 10 تا 13 - پ : عبارت « كه خداى عز و جل فرمايد . . . اول بار بوده باشد » ندارد س 13 - پ : چهار فريشته س 15 - با : « سر چون » ندارد س 14 - پ : سر آدمى بود س 15 - پ : و با : سوم را س 17 - پ و با : موسى بن عمران آنگه س 17 و 18 - پ : خداوندا من مىخواهم كه ترا ببينم و اين فريشته همواره س 19 - پ : گويد دعا اين است كه س 21 - پ : و آن فريشته س 21 - پ : مىكرد سباع را س 24 - پ : دعا مىكرد بهائم را كه س 28 - پ : مىكرد مرغان را و مىگفت . ص 228 س 3 - پ : بريشان . ايشان گفتند تو كيستى س 5 - پ : آفريد و شما را پس برفت س 7 - پ : « ازو بپرسيد » ندارد س 8 - پ : « سلام » ندارد س 12 - پ : فريشته گفت س 16 - پ : چيست كه دارى س 16 و 17 - پ : « يك بار مىنوردى و . . . چه چيز است » « ندارد س 22 - پ : نلرزد س 24 - پ : « و لواطه » ندارد س 25 و 26 - پ : « ازين دنيا كه تو از آن آمده‌اى » ندارد س 26 - پ : « از آن » ندارد س 26 - پ : « در در هر درى چهار صد » ندارد س 27 - پ : از آن بيامده‌اى س 27 - با : از آن تاريكى باشد س 28 - پ : فريشتگان‌اند .
شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 582 | عبد الملك الخركوشي النيسابوري / نجم الدين محمود راوندى