تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 552

مساهمون:

ص٥٥٢
س 17 - پ : « ايشان » ندارد س 24 - با : به تو بخشيديم و او را س 25 - با : مبارك تو كه جانهاى ما فداى تو باد رسول ع دعا كرد و باز گرديد س 27 - پ و با : ايمن كرد س 27 - با : پوشانيد و گفت . ص 71 س 3 و 4 - پ : صحابه آنگاه بيدار شدند كه آفتاب برايشان تاخت س 7 - پ : « بخسبند » ندارد س 7 - پ : ابو بكر الصديق س 13 - با : رسول آن را بينداخت س 19 - با : وليمه مهمانى عروسى س 20 - با : گوشت و نان و خرما س 22 - پ : كسى مثل آن س 23 - پ : يكى آن زن جهود س 28 - پ : « بالاى » ندارد . ص 72 س 2 - پ : من رسول خداام و بندهء اويم . با : منم پيغمبر خداام س 4 و 5 - دعا گفتى س 6 - پ : « دعا گفتى » ندارد س 8 - پ : تقصير ديده است س 10 - پ : بودند و گفتى س 11 - پ : انصار را نگه داريد س 14 - پ : در گذارند س 15 - پ : آمدى و نوباوه‌اى س 19 - پ : تا بستدندى . با : تا بگرفتندى س 20 - پ : خداوند متاع كه پيش رسول آورده بودى با خود س 21 - پ : خداوند متاع است س 24 - پ : پس يك بار شير س 25 - پ : پس او مىآمد س 26 - پ : مردى از اصحاب در خشم . ص 73 س 3 تا 12 - پ : عبارتهاى « و روايت است كه عثمان عفان . . . مكافاتش كرد بدين عظيمى » ندارد س 17 - با : « غلامك » ندارد س 18 - پ : « پاى » ندارد س 20 - پ : گفت اين مرا كسى نياموخت من س 22 - پ : من مىطلبد س 28 - پ : عفو كرده‌اى و ابو سفيان مردى بزرگ است و مردى به سن . ص 74 س 3 و 4 - پ : بو سفيان رود ايمن است س 4 - پ : ابو سفيان س 5 و 6 - پ : بنهاد امن است س 9 - پ : رنجه كردى و نگذاشتى س 12 تا 18 - عبارت « و سخن گفت با او بدانچه . . . او را غمگين كند » ندارد س 14 - با : دختر ابو جهل ام جميل را س 16 - اساس : عبد الله س 20 - پ : « جماعتى » ندارد س 20 و 21 - پ : خبر دادند كه رسول سرزنش نمىكند س 24 - پ :