تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 539

مساهمون:

ص٥٣٩
ص 14 س 1 - پ : چون شما داريد س 4 و 5 - پ و با : سعى كرد نتوانست گشود س 5 - پ : هاتفى س 5 - پ : « از هوا » ندارد س 6 و 7 - پ : آن را پيغمبرى مرسل گشايد س 8 - پ : مىبايد رسانيد س 8 و 9 - پ : اگر فرزندى به يارى نرينه نام س 10 - پ : شايسته و اميدوار باشد س 13 - پ : برويد و استقبال او كنيد س 14 - پ : برخاستند و استقبال قيذار كردند س 16 - پ : اندهناك س 17 - پ : بعد از اسماعيل س 17 - با : هيچ اين دو س 25 - پ و با : فريشتگان س 28 - پ : او را نام جميل نام س 24 - با : شعله زد . ص 15 س 1 - پ : تابان بود س 4 - پ : پسرى را مىبرم 7 - پ : « ميان من و تو به » ندارد س 9 و 10 - پ : خشم گرفت و گفت س 17 - پ : بيامد و او را معد نام س 17 - پ : كارزارها ديده بود س 18 - با : بر دشمنان س 20 پ : نور رسول صلعم س 24 - پ : پشت خويش آواز تسبيح و تحميد س 26 - پ و با : از براى آن س 26 - پ : ادراك در عز و شرف بود . ص 16 س 1 - پ : بر همه خلايق س 28 - پ : پس به مالك رسيد آن نور . ص 17 س 1 - پ و با : از براى آن س 5 - پ : در مكه جاى داد س 6 - پ : مقتداى خود س 17 - پ : ثريد نان به س 25 - پ : كالكاف س 26 - پ : نور پيغمبر صلع س 27 - پ : رخشنده بود چون ماه س 27 و 28 - اساس : سجده كردى س 28 - پ : آدمى كه او را بديدى . ص 18 س 1 - با : به نكاح به هاشم دهد س 3 - پ : نور رسول س 4 - پ : سلم ، با : سلمه س 4 - پ : زيد بن عمرو س 5 - پ : شبية بن الحمد ، با : شبية س 6 - پ : چون از دنيا مفارقت مىكرد س 7 - پ : قايم مقام خود كرد س 13 - پ : برادر زاده را بياورد س 15 - اساس : تحريض و رغبت كرد س 16 - پ : به پدرش مفوض بود به او س 16 - با : تفويض كند س 20 - پ : خبر شدند . با : خبر يافتند س 21 - پ : شترى س 23 - با : « او را » ندارد .