گفتى : اى بندگان خداى ، چوب مىنالد از براى اشتياق رسول عليه السلام و شما سزاوارتريد كه آرزومند ديدار رسول عليه - السلام باشيد .
( 1 ) آوردهاند كه رسول عليه السلام پشت به درختى باز مىداد در مسجد چون خطبه مىكرد چون منبر بنهادند رسول عليه السلام بر منبر خطبه مىكرد . آن درخت بناليد چنان كه اهل مسجد از براى او تنگدل شدند . پس رسول عليه السلام بيامد و دست بر آن درخت نهاد و گفت : اگر مىخواهى تا ترا بدان بستان باز فرستم چنان كه ابتدا بودى و ترا شاخ و بيخ همچنان شود كه از اول و قامت همچنان شود و ترا پوستى نو و ميوه هم با حالت اول رود ، و اگر خواهى تا ترا در بهشت بنشانم تا ميوه مىآرى و اولياى خداى تعالى از آن ميوه مىخورند . پس آن درخت اين همه سخنهاى رسول عليه السلام گوش مىكرد و گفت آن مىخواهم كه مرا در بهشت باز نشانى و اولياى خداى تعالى از ميوهء من مىخورند و جماعتى صحابه كه نزديك بودند ، اين سخن مىشنيدند . رسول عليه السلام گفت چنين كردم و باز گرديد و با منبر رفت و با صحابه گفت : آن درخت را مخير كردم چنان كه شما شنيديد و او اختيار چنان كرد كه در بهشت باشد و دار بقا را اختيار كرد بر دار فنا ، و او را در كنار گرفت تا ساكن شد و گفت اگر چنين نكردمى همچنين مىناليدى تا روز قيامت .
شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 432
مساهمون: عبد الملك الخركوشي النيسابوري
ص٤٣٢