باب بيست و يكم ذكر زنان رسول عليه السلام
حدثنا ابو عمرو سهل بن هلال البستى اسعده الله برضوانه بمكة حرسها اللّه قال حدثنا ابو قتيبه سهل بن الفضل بن سهل الادمى قال حدثنا ابو جعفر محمد بن عثمان بن ابى شيبه قال حدثنا ابو بلال الاشهرى حدثنا زياد البكائى عن محمد بن اسحق عن محمد بن على بن الحسين عن ابيه قال مات رسول الله صلى الله عليه عن تسع ازواج .
( 1 ) روايت كردهاند كه رسول صلى اللّه عليه چون به جوار رضوان مىرفت او را نه زن بود همه در يك سراى . عايشه و سوده و حفصه و ام حبيبه و صفيه از آن جملت . و رسول صلى اللّه عليه سر بر كنار فاطمه نهاده بود و فاطمه بگريست پس بخنديد . رسول عليه السلام خاموش بود . زنان رسول عليه السلام گفتند : اى فاطمه ، چرا خنديدى و چرا گريستى ؟ رسول عليه السلام گفت : بگذاريد دخترم را كه من او را خبر دادم كه عمر من به آخر رسيده است بگريست پس چو او را خبر دادم كه خداى تعالى را درخواستهام تا ترا با من به بهشت فرستد فاطمه بخنديد .