گفت : سياتيكم روحا فارقليطا . رسول را بدين نام خواند . و لقبش ذبيح است . ( 1 ) و رسول عليه السلام گفت :
انا ابن الذبيحين .
من پسر دو ذبيحم يعنى اسماعيل و عبد اللّه . و قصهء اسماعيل معروفست ، كه ابراهيم در خواب ديد ، انى ارى فى المنام انى اذبحك ، و قصهء عبد اللّه آن است كه عبد المطلب در خواب ديد كه عبد اللّه را بكشد .
و گفتهاند كه عبد المطلب نذر كرده بود كه اگر او را ده پسر بزايد دهمين را قربان كند ، و دهمين عبد اللّه بود . قصد كرد كه او را بكشد ، مردمان منع كردند . گفت : من نذر كردهام . و برادران مادر عبد اللّه گفتند : ما راضى نباشيم بدانكه پسر خواهر ما را بكشند . پس بر آن قرار دادند كه به شام روند و بپرسند از كاهنان .
پس برفتند و بپرسيدند . كاهن گفت : قرعه بزن بر هر ده پسر تا بر كدام افتد . قرعه بر عبد اللّه آمد . ده شتر قبول كرد به فديه .
پس چندانكه قرعه مىزد بر عبد اللّه مىآمد ، و او ده ده شتر زيادت مىكرد تا به صد رسيد . و قرعه بزدند بر شتران آمد . تكبير گفتند و خرمى كردند و اشتران را جمله به نزديك كعبه قربان كردند . و اين صد اشتر اصل شد در باب ديات كه ديت خون صد شتر باشد ، و از آن نيفزايد و نكاهد . و پس عبد اللّه را ذبيح خواندند . و نام خداى عز و جل محمودست و نام رسول محمد .
( 2 ) و مؤلف كتاب آورده است كه ميم از نام محمد به منزلت سر حيوان است و ح به منزلت دست و ميم به منزلت شكم و دال به منزلت پاى . و كنيت رسول عليه السلام ابو القاسم است يعنى قسمت بهشت كند در روز قيامت ميان خلق . و از صفات رسول عليه السلام در حديث ماثور راكب الجمل است و آكل الذراع و قابل الهديه و محرم الميته و خاتم النبوة و حامل الهراوه . و آوردهاند كه در تورية نامش ابو الارامل است و در كتاب شعيا نور الامم و نور اللّه الذى لا يطفى و هو ركن المتواضعين . روايت كردهاند كه رسول عليه السلام گفت : مرا نزد خدا ده نام است . من محمدام و احمد و ماحى كه محو كفر كنم و عاقب كه پس از من هيچ پيغمبر نباشد ،
شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 107
مساهمون: عبد الملك الخركوشي النيسابوري
ص١٠٧