تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
ليكن آن حضرت خواست كه بر امّت ظاهر گردد كه او سزاوار اختيار هيچ - امر از امور پروردگار غفور نيست بعد از آنكه سوره برائت بوصىّ سيّد العربىّ حواله نموده مراجعت نموده مردم به خدمت سيّد عالم رفته بشفيع نمودند كه : فلان چون از آن خدمت مأيوس گشته بغايت متألَّم و حيرانست به همه حال التماس و استدعا از مكارم اخلاق تو اى نبى المتعالى آنكه در غزوه ء ذات السلاسل در نزد امت او را سرافراز آن محل گردانى و بنزد علم نفاق عمرو بن العاص كه سردار عسكر است فرستى كه او سعى و اهتمام خود در جهاد كفره لئام ظاهر و بانصرام رساند حضرت سيّد الانام بنا بر التماس اصحاب در آن مرام او ، را با ديگرى نزد عمرو عاص فرستاد و پيغام داد كه بموجب استدعاى اصحاب اين دو نفر را بعسكر گسيل كرديم تا سعى و نيكو بندگى خود را در امر جهاد با ارباب عناد ظاهر گردانند كه تا مجزاى ايشان در نزد حضرت خلاق ، العباد گردد عمر و حراست عسكر به آن دو نفر مقرّر داشت خلاصه آنكه حضرت نبى الورى ايشان را متولى هيچ امر نكردند بلكه هميشه ايشان در تحت امر و فرمان ديگران بودند چنانچه سيد البريات ايّام وفات ختم امر ايشان بانضمام بمولائى گردانيد و ايشان را باطاعت اسامه بن زيد مأمور نمود و در متابعت امر و نهى اسامه تأكيد بسيار بسيار فرمود : و در تعيين اسامه و تأكيد امت باطاعت او عهد آخر آن سيّد البشر چنانچه فرمود : كه نفذوا جيش اسامه و حضرت رسالتمآب درين باب مكرر تأكيد نمود چنانچه گفت لعن الله من تخلَّف عن جيش اسامه و بتكرار بر گوش ايشان
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 473 | أحمد بن علي الطبرسي / پاكتچي / نظام الدين احمد غفارى مازندرانى / بهراد جعفرى