آسمان كه تا به آن مكان تردّد ميكردند و چون رسول آخر الزمان تولد يافت آن طايفه ضاله از عروج و صعود سموات سبعه ممنوع گشتند و هر گاه اراده ء اين هوس و طرب نمايند به جهت جلالت نبوت آن صاحب ارشاد و هدايت از روز ولادت آن نبى العجم و العرب به حكم حضرت ايزد واهب ملايكه برمى تبارك و شهب آن ملاعين را از عروج ممنوع و محتجب ميگردانند تا روز قيامت يهودى گفت :
يا على قوم عيسى را گمان چنانست كه آن حضرت باذن و قدرت عزّ و جلّ اكمه و ابرص امت را بريء از آن مرض ساخته و صحت كرامت مينمود امير المؤمنين على ( ع ) گفت كه : چنان بود اما بدعاى حضرت محمد ( ص ) جمعى كثير از ذوى العاهات امّت شفا و صحت يافتند چنانچه در وقتى از اوقات آن ، شافع العصات با جمعى نشسته بود كه يكى از مستسعدين مجلس سامى و محفل گرامى از حال يكى از اصحاب آن حضرت كه صاحب فراش از كوفت خاص بود ، سؤال نمود و گفت :
يا رسول مجتبى فلانى از اصحاب شما مبتلا ببلائى گرديد كه بر مثال جوجه شده اصلا او را ريش و پر در بال و بر نماند حضرت نبى المحمود امر باحضار آن مريض فرمود چون حاضر گرديد بعينه آن شخص از شدّت رنج و بلا مثل جوجه بىپر و پا شده رسول ايزد مجيد از آن مبتلى پرسيد كه تو در ايام صحت و تندرستى هيچ دعا بواسطه ء رفع بعضى وزر و خطيئت و گناه و ذلت خود ميكردى ؟ گفت : بلى يا رسول الله ( ص ) هميشه از عذاب و عقاب آخرت در خوف و انديشه بودم و پيوسته دعا ميكردم و ميگفتم كه يا رب مرا
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 377
مساهمون: أحمد بن علي الطبرسي
ص٣٧٧