تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
عليه سلام الملك الوهاب است ، چه آن حضرت مرا خبر از حركت و غدر امت داد و گفت : يا ابا الحسن امت نقض عهد و پيمان بعد از من كه در باب اطاعت و متابعت شما گرديد مينمايند و بىشبه با شما غدر مىنمايند ، و تو اى على در نزد من بمنزله ء هارونى در نزد موسى عليه التحية و الثناء . من گفتم : يا رسول الله ، در آن وقت كه امت چنين حركت كنند مرا به چه امر معهود و مأمور مىگردانيد ؟ رسول ايزد معبود فرمود كه : اگر در آن وقت اعوان و انصار يا بى مبادرت بجهاد آن اشرار نمائى و الا دست از حرب و پيكار بدار ، و خون خود را نگاه دار ، تا آنكه مظلوم به من رسى چه غوررسى آن در روز حساب و ميزان در نزد حضرت قادر سبحان بىشبه و گمان از روى عدل و احسان خواهد شد چون رسول آخر الزمان وفات يافته مسافر آن جهان شد من مشغول تجهيز كفن و دفن رسول ايزد مهيمن گشتم و چون از آن فارغ شدم عهد كردم و سوگند خوردم كه ردا برندارم مگر به جهت نماز و بندگى خداى عالم تا آنكه قرآن را بموجب امر و حكم حضرت رسول ( ص ) جمع نمايم ، چون بر آن امر قيام نموده فارغ گشتم دست فاطمه ( ع ) و حسن و حسين ( ع ) را گرفته زيارت در منازل و خانه هاى اهل بدر و اهل سابقه كرده و همگى ايشان را قسم دادم به واسطه ء طلب حق خويش و ايشان را بنصرت و اعانت خود خواندم ، هيچ طايفه به غير چهار رهط اجابت قول من و اطاعت اهل بيت رسول مهيمن ننمودند و آن گروه نيكو سير كه اطاعت من به حكم خدا و پيغمبر نمودند سلمان و عمار