تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
آنكه بموجب خواهش و امر معاويه لفظ امارت مؤمنان از نامش محو نمود و بعد از آن مكتوب صلحنامه فيما بين خود و معاويه قلمى نمود و چون او امير مؤمنان نيست ما مؤمنان نيز راضى بامارت او نيستيم . خصلت ثانيه : آنكه او را شك در نفس خويش است كه آيا در دعوى ولايت و امامت محق است يا نه ؟ زيرا كه بحكمين گفت : كه شما نظر در حق ما و معاويه نمائيد اگر او احق بمرتبه ولايت و خلافت باشد او را بر آن امر ثابت و مستقر گردانيد و اگر من اولى بولايت و امامت باشم مرا به آن امر معين و مستمر دانيد پس هر گاه متشكك باشد و نداند كه او بر حق است يا معاويه ، پس شك ما از او بىشبه بيشتر است . خصلت سوم : آنكه قبول حكم غير خود چرا نمود ؟ و حال آن كه ما او را احكم الناس مىدانستيم . خصلت چهارم : آنكه بر مردمان در دين قادر سبحان حكم نمود و به بهانه اجراى احكام شرع سيد الأنام و حدود ايزد علام قتل فرمود ، و چون وصى نبى اقدس بود سزاوار و لايق او حكم بر قتل أنام نبود . خصلت پنجم : آنكه در هنگام قسمت فىء و غنايم بصره بامت خيل و سلاح آن طايفه بميان ما قسمت نمود ، و نسوان و ذريت آن جماعت از ما منع بفرمود و قسمت