تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
حضرت قادر منان امر ايشان نمود بوساطت رسالت نبى ايشان كه بايد از بحر فلان نياشامند ايشان در ترك امر پيغمبرشان لجاجت فراوان نمودند ، مگر اندكى از ايشان پاى از دايره فرمان پيغمبر ايزد سبحان بيرون نگذاشتند شما رحمكم الله از آن طايفه كه اطاعت رسول خدا را نمودند از آن جماعت صلحاى اخيار باشيد ، و عاصى پروردگار خود مشويد . اما عايشه ادراك او ادراك زنان است و او را بعد از اين حرمت اولى است و حساب كار او بر حضرت ملك تعالى است « يعفو عمن يشاء و يعذب من يشاء » كه عفو كند از آن كه خواهد و عذاب نمايد آن را كه عقوبتش را اراده فرمايد . از اصبغ ابن نباته مروى و منقول است كه : من در روز جمل به خدمت حضرت امير المؤمنين ( ع ) حاضر بودم كه مردى آمد و پيش روى آن حضرت به ايستاد ، و گفت : يا امير المؤمنين على ( ع ) اين قوم تكبير مىگويند ، ما نيز تكبير مىگوئيم ، و ايشان تهليل ميگويند و ما نيز تهليل ميگوئيم ، و ايشان نماز ميگذارند و ما نيز نماز مىگذاريم ، پس ما چگونه مقابله و جدال و حرب و قتال به آن طايفه نمائيم ؟ حضرت ولايتمآب فرمود : شما بنا بر آيه ء كتاب عز و جل كه به حضرت خاتم الرسل منزل و مرسل گردانيد قتال به آن طايفه جهال نمائيد . آن مرد گفت : يا امير المؤمنين همه آيه ء كه خداى تبارك و تعالى براى رسول مرسول داشته در كتاب خود ما آن را نميدانيم شما ما را تعليم آن نمائيد حضرت امير المؤمنين ( ع ) فرمود كه : آن آيه كه در سوره ء بقره است .