انحراف آن ، و ملازمت سبب باعث و فتور آن ، و قوّت روحانيّت و ضعف آن ، و استقامت همّت و مثل آن ، و صحّت توجّه به مطلوب و ضعف و سقم آن ، و قربت و منزلت به حضرت عزّت حاصل نشود مگر به علم و عمل ، و مراد به علم معرفت حق تعالى است به حسب طاقت انسانى ، و معرفت حق تعالى بر سه مرتبه است :
مرتبهء اوّل : معرفت ذات .
مرتبهء دوّم : معرفت اسماء .
مرتبهء سوّم : معرفت افعال .
امّا معرفت ذات او تعالى شأنه به كنه حقيقت ، هيچ مخلوقى را ميسّر نشود و در اين مقام مجموع مخلوقات در يكمرتبه ماندهاند و به عجز و قصور اعتراف نموده كما قيل شعر :
اعتصام الورى بمعرفتك * عجز الواصفون عن صفتك « 66 »
تب علينا فانّنا بشر * ما عرفناك حقّ معرفتك « 67 »
هامش
( 66 ) . خلايق به معرفت تو چنگ در زدهاند ، و ستايشگران از ستايش تو ناتوانند .
( 67 ) . توبه ما را بپذير كه ما بشريم ، و ترا آنطور كه شايسته است نشناختهايم .